عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

سلام به شما دوست عزیز

برداشت های خودم رو از تمامی رخدادها ، مطالعات و ... را سعی میکنم در اینجا یادداشت کنم.

سپاسگذارم از اینکه وقت گرانبهای خود رو برای خواندن نوشته های من گذاشتید.

یا علی

پیوندها

۳ مطلب با موضوع «شب جمعه، حرم ارباب» ثبت شده است

...یاد گذرم که به مزارت نرسیده است

بیچاره دلی که به محبت نتپیده است

یا در ره معشوق مشقت نخریده است

بیچاره کسی که شب جمعه شده اما

از گوشه ی چشمش نم غربت نچکیده است

اربابی و ما ماتِ کرامات تو هستیم

از خوان تو کس غیر کرامت نشنیده است

"ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است"*

ما پوزه به پای تو بمالیم و تو ای کاش

روی سر ما از سر رأفت بکشی دست

خوشبخت کسی شد که به شکرانه ی این عشق

دامان حیا... پرده ی عصمت ندریده است

امشب سر سجاده دلم ریخته برهم...

...یاد گذرم که به مزارت نرسیده است

بگذار که من هم برسم کرب و بلایت

تا نوکرتان باز خجالت نکشیده است

بنگر تو به زینب که پس از رفتنت آقا

قدّش ز غریبی و اسارت چه خمیده است


شاعر : محمد جواد شیرازی


بزرگترین منبع اشعار مذهبی

هر شب جمعه صدای مادر آید از حرم

هر شب جمعه صدای مادر آید از حرم

من تمام عمر دنبال صدای مادرم

میزند ناله بُنَیَّ کو لباس کهنه ات ؟

کو سرت کو حنجرت کو یاورت کو دخترم ؟

بشکند دست کسی که دست بر مویت زده

گیسویت خاکی شد و من خاک میریزم سرم

هرچه میگردم چرا ترکیب جسمت جور نیست

سالها دنبال آن انگشت بی انگشترم

مثل من پیشانیت با تیزی سنگی شکست

درد میگیرد کنار تو دوباره پیکرم

پیش چشمانم تو را با حوصله سر می برند

پیکر تو زیر و رو شد پیش چشمان ترم

شاعر : قاسم نعمتی


بزرگترین منبع اشعار مذهبی

شب جمعه است...هوایت نکنم می میرم
یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم

ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی
از فراق تو شکایت نکنم می میرم

سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است
سجده بر تربت پایت نکنم می میرم

دوریت درد من و نام تو درمان من است
تا خود صبح صدایت نکنم می میرم

به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم
هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم

"وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد
من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم"

جان ناقابل من کاش فدای تو شود
اگر این جان به فدایت نکنم... می میرم!

شعرهایم همگی درد فراق است... ببخش
صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم


شاعر : محمد جواد شیرازی


بزرگترین منبع اشعار مذهبی