عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

سلام به شما دوست عزیز

برداشت های خودم رو از تمامی رخدادها ، مطالعات و ... را سعی میکنم در اینجا یادداشت کنم.

سپاسگذارم از اینکه وقت گرانبهای خود رو برای خواندن نوشته های من گذاشتید.

یا علی

پیوندها

۹ مطلب با موضوع «قرآن» ثبت شده است

تفسیر سوره بقره آیه 7

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال کردند کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

«7»خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ

خداوند بر دلها و بر گوش آنان مهر زده و بر چشمانشان پرده ای است و برای آنان عذابی بزرگ است.

نکته ها:

* مُهر بدبختی که خداوند بر دل کفّار می زند،کیفر لجاجت های آنان است.چنانکه می خوانیم: «یَطْبَعُ اللّهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّارٍ» [39]خدا بر دل افراد متکبّر و ستم پیشه،مهر می زند.و در آیه 23 سوره ی جاثیه نیز می خوانیم:خداوند بر دل کسانی که با علم و آگاهی به سراغ هواپرستی می روند مهر می زند.بنابراین مهر الهی نتیجه ی انتخاب بدِ خود انسان است،نه آنکه یک عمل قهری و جبری از طرف خدا باشد.

* مراد از قلب در قرآن،روح و مرکز ادراکات است.سه نوع قلب را قرآن معرّفی می کند:  1.قلب سلیم،2.قلب منیب،3.قلب مریض.

ویژگی های قلب سلیم

الف:قلبی که جز خدا در آن نیست.«لیس فیه احد سواه»[40]

ب:قلبی که پیرو راهنمای حقّ،توبه کننده از گناه و تسلیم حقّ باشد. [41]

ج:قلبی که از حبّ دنیا،سالم باشد. [42]

د:قلبی که با یاد خدا،آرام گیرد.[43]

ه:قلبی که در برابر خداوند،خاشع است. [44]

البتّه قلب مؤمن،هم با یاد خداوند آرام می گیرد و هم از قهر او می ترسد. «إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» [45]همانند کودکی که هم به والدین آرام می گیرد و هم از آنان حساب می برد.

ویژگی های قلب مریض

الف:قلبی که از خدا غافل است ولایق رهبری نیست. «لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ» [46]

ب:دلی که دنبال فتنه و دستاویز می گردد. «فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ» [47]

ج:دلی که قساوت دارد. «جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَهً»[48]

د:دلی که زنگار گرفته است. «بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ» [49]

ه:دلی که مُهر خورده است. «طَبَعَ اللّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ» [50]

ویژگی قلب منیب

قلب منیب،آن است که بعد از توجّه به انحراف وخلاف،توبه وانابه کرده و به سوی خدا باز گردد.ویژگی بارز آن تغییر حالات در رفتار وگفتار انسان است.

خداوند در آیات قرآنی،نه ویژگی برای قلب کفّار بیان کرده است:

الف:انکار حقایق. «قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَهٌ» [51]

ب:تعصّب. «فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ» [52]

ج:انحراف و گمراهی. «صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ»[53]

د:قساوت و سنگدلی. «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَهِ قُلُوبُهُمْ» [54]

ه:موت. «لا تُسْمِعُ الْمَوْتی» [55]و:آلودگی و زنگار. «بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ» [56]

ز:مرض. «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» [57]

ح:ضیق. «یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً» [58]

ط:طبع. «طَبَعَ اللّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ» [59]

* قلب انسان،متغیّر و تأثیرپذیر است.لذا مؤمنان اینچنین دعا می کنند: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا» [60]خدایا! دلهای ما را بعد از آنکه هدایت نمودی،منحرف مساز.

امام صادق علیه السلام فرمودند:این جمله(آیه)را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و در امان ندانید. [61]

پیام ها:


1-درک نکردن حقیقت،شاید بالاترین کیفرهای الهی است. «خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ»

2-کفر و الحاد،سبب مهر خوردن دلها و گوش هاست. «الَّذِینَ کَفَرُوا... خَتَمَ اللّهُ»

3-در اثر پافشاری بر کفر،امتیازات اساسی انسان(درک حقایق و واقعیّات) سلب می شود. «الَّذِینَ کَفَرُوا... خَتَمَ اللّهُ»

4-کیفر الهی،متناسب با عمل ماست. «الَّذِینَ کَفَرُوا... خَتَمَ اللّهُ»

آری،جزای کسی که حقّ را فهمید و بر آن سرپوش گذاشت،آن است که خدا هم بر چشم ، گوش ، روح و فکرش سرپوش گذارد. در واقع انسان ، خود عامل بدبختی خویش را فراهم می کند . چنانکه امام رضا علیه السلام فرمود : مُهر خوردن ، عقوبت کفر آنهاست . [62]


 


[1] - تفاسیر نور الثقلین و مجمع البیان

[39] - غافر،35.

[40] - نورالثقلین،ج4،ص57

[41] - نهج البلاغه،خطبه 214.

[42] - تفسیر صافی

[43] - فتح،4

[44] - حدید،16.

[45] - انفال،2

[46] - کهف،28

[47] - آل عمران،7

[48] - مائده،13

[49] - مطففین،14

[50] - نساء،155

[51] - نحل،22

[52] - فتح،26

[53] - توبه،127

[54] - زمر،22

[55] - روم 52

[56] - مطففین،14

[57] - بقره،10.

[58] - انعام،125

[59] - .نساء،155

[60] - آل عمران،8

[61] - تفسیر نورالثقلین

[62] - تفاسیر نورالثقلین و کنزالدقائق

پایگاه جامع قرآن کریم

تفسیر سوره بقره آیه 6

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال کردند کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

«6»إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ

همانا کسانی که کفر ورزیده اند،برای آنها یکسان است که هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی.آنها ایمان نخواهند آورد.

نکته ها:

* «کفر»،به معنای پوشاندن و نادیده گرفتن است.به کشاورز و شب،کافر می گویند.چون کشاورز دانه و هسته را زیر خاک می پوشاند و شب فضا را در برمی گیرد.کفران نعمت نیز به معنی نادیده گرفتن آن است.شخص منکر دین،به سبب اینکه حقایق و آیات الهی را کتمان می کند و یا نادیده می گیرد،کافر خوانده شده است.

* قرآن،بعد از متّقین،گروهی از کفّار را معرّفی می کند.آنها که در گمراهی و کتمانِ حقّ، چنان سرسختند که حاضر به پذیرش آیات الهی نیستند و در برابر دعوت پیامبران، زبان قال و حالشان این بود: «سَواءٌ عَلَیْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکُنْ مِنَ الْواعِظِینَ» [37]برای ما وعظ و نصیحت تو اثری ندارد،فرقی ندارد که پند دهی یا از نصیحت دهندگان نباشی.

* اگر زمینه مساعد ومناسب نباشد،دعوت انبیا نیز مؤثّر واقع نمی شود.

باران که در لطافت طبعش،خلاف نیست

در باغ لاله روید و در شوره زار،خَس

پیام ها:

1-لجاجت و عناد و تعصّب جاهلانه،انسان را جماد گونه می کند. «سَواءٌ عَلَیْهِمْ»

2-روش تبلیغ برای کفّار،انذار است.اگر انذار و هشدار در انسان اثر نکند، بشارت و وعده ها نیز اثر نخواهند کرد. «سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ»

3-انتظار ایمان آوردنِ همه ی مردم را نداشته باشید. [38]«...لا یُؤْمِنُونَ»

 


[1] - تفاسیر نور الثقلین و مجمع البیان

[37] - شعراء،136

[38] - .در آیه ی 103 سوره یوسف می فرماید: «وَ ما أَکْثَرُ النّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ» هر چند آرزومند و حریص باشی،بسیاری از مردم ایمان نخواهند آورد.

پایگاه جامع قرآن کریم

تفسیر سوره بقره آیه 5

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال کردند کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]

 


اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

«5»أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

تنها آنان از جانب پروردگارشان بر هدایتند و آنان همان رستگاران هستند.

نکته ها:

* پاداش اهل تقوا که به غیب ایمان دارند و اهل نماز و انفاق و یقین به آخرت هستند، رستگاری و فلاح است.رستگاری،بلندترین قلّه سعادت است.زیرا خداوند هستی را برای بشر آفریده [26]و بشر را برای عبادت [27]و عبادت را برای رسیدن به تقوا [28]و تقوا را برای رسیدن به فلاح و رستگاری. [29]

* در قرآن،رستگاران ویژگی های دارند؛از جمله:

الف:در برابر مفاسد جامعه،به اصلاحگری می پردازند.[30]

ب:امر به معروف و نهی از منکر می کنند.[31]

ج:علاوه بر ایمان به رسول خدا صلی الله علیه و آله،او را حمایت می کنند.[32]

د:اهل ایثار هستند.[33]

ه:در قیامت از حسنات،میزانِ سنگین دارند.[34]

* رستگاری،بدون تلاش به دست نمی آید و شرایط و لوازمی دارد،از آن جمله در قرآن به موارد ذیل اشاره شده است:

·       برای فلاح و رستگاری،تزکیه لازم است. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها» [35]

·       برای فلاح و رستگاری،جهاد لازم است. «جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [36] 

·       برای فلاح و رستگاری،خشوع در نماز،اعراض از لغو،پرداخت زکات، پاکدامنی، عفت،  امانتداری،وفای به عهد و پایداری در نماز،لازم است.

پیام ها:

1-هدایتِ ویژه الهی،برای مؤمنان واقعی تضمین شده است. «هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ»

2-ایمان وتقوا،انسان را به فلاح ورستگاری می رساند. «لِلْمُتَّقِینَ، یُؤْمِنُونَ، اَلْمُفْلِحُونَ»





[1] - تفاسیر نور الثقلین و مجمع البیان

[26] - «خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً» بقره،29.

[27] - «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ» ذاریات،56.

[28] - «اعْبُدُوا رَبَّکُمُ... لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» بقره،21

[29] - «فَاتَّقُوا اللّهَ... لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» مائده،100

[30] - آل عمران،104.

[31] - آل عمران،104

[32] - .اعراف،157

[33] - حشر،9

[34] - اعراف،8.

[35] - شمس،9.

[36] - مائده،35

پایگاه جامع قرآن کریم

تفسیر سوره بقره آیه 4

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال کردند کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]

 


اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

«4»وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ

و آنان به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو(بر پیامبران)نازل گریده،ایمان دارند و هم آنان به آخرت(نیز)یقین دارند.

نکته ها:

* ابزار شناخت انسان،محدود به حس و عقل نیست،بلکه وحی نیز یکی از راههای شناخت است که متّقین به آن ایمان دارند.انسان در انتخاب راه،بدون راهنما دچار تحیّر و سرگردانی می شود.باید انبیا دست او را بگیرند و با منطق و معجزه و سیره ی عملی خویش، او را به سوی سعادت واقعی راهنمایی کنند.

* از این آیه و دو آیه قبل بدست می آید که خشوع در برابر خداوند متعال(نماز)و داشتن روحیّه ایثار و انفاق و تعاون و حفظ حقوق دیگران و امید به آینده ای روشن و پاداش های بزرگ الهی،از آثار تقواست.

پیام ها:

1-ایمان به تمام انبیا و کتب آسمانی،لازم است.زیرا همه آنان یک هدف را دنبال می کنند. «یُؤْمِنُونَ... ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ»

2-تقوای واقعی،بدون یقین به آخرت ظهور پیدا نمی کند. «بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ»

3-احترام قرآن،قبل از کتب دیگر است. «...بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ...»

4-پیامبر اسلام،آخرین پیامبر الهی است.کلمه «مِنْ قَبْلِکَ» بدون ذکر «مِنْ بَعْدِکَ » نشانه ی خاتمیّت پیامبر اسلام و قرآن است.




[1] - تفاسیر نور الثقلین و مجمع البیان
پایگاه جامع قرآن کریم

سوره بقره تفسیر آیه 3

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال کردند کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]

 


اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم


«3»الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ

(متّقین)کسانی هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پای می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم،انفاق می کنند.

نکته ها:

*قرآن،هستی را به دو بخش تقسیم می کند:عالم غیب [19]و عالم شهود.متّقین به کلّ هستی ایمان دارند،ولی دیگران تنها آنچه را قبول می کنند که برایشان محسوس باشد.

حتّی توقّع دارند که خدا را با چشم ببینند و چون نمی بینند،به او ایمان نمی آورند. چنانکه برخی به حضرت موسی گفتند: «لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی اللّهَ جَهْرَهً» [20]ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم،مگر آنکه خداوند را آشکارا مشاهده کنیم.

این افراد درباره ی قیامت نیز می گویند: «ما هِیَ إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا إِلاَّ الدَّهْرُ» [21]جز این دنیا که ما در آن زندگی می کنیم،جهان دیگری نیست،می میریم و زنده می شویم و این روزگار است که ما را از بین می برد.

چنین افرادی هنوز از مدار حیوانات نگذشته اند و راه شناخت را منحصر به محسوسات می دانند و می خواهند همه چیز را از طریق حواسّ درک کنند.

* متّقین نسبت به جهان غیب ایمان دارند،که برتر از علم و فراتر از آن است.در درونِ ایمان،عشق،علاقه،تعظیم،تقدیس و ارتباط نهفته است،ولی در علم،این مسائل نیست.

پیام ها:

1-ایمان،از عمل جدا نیست.در کنار ایمان به غیب،وظایف و تکالیف عملی مؤمن بازگو شده است.«یؤمنون...یقیمون...ینفقون»

2-اساسی ترین اصل در جهان بینی الهی آن است که هستی،منحصر به محسوسات نیست. «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»

3-پس از اصل ایمان،اقامه ی نماز و انفاق از مهم ترین اعمال است. «یُؤْمِنُونَ...یُقِیمُونَ...

یُنْفِقُونَ» (در جامعه ی الهی که حرکت وسیر الی اللّه دارد،اضطراب ها و ناهنجاری های روحی و روانی و کمبودهای معنوی،با نماز تقویت و درمان می یابد و خلأهای اقتصادی و نابسامانی های ناشی از آن،با انفاق پر و مرتفع می گردد.)

4-برگزاری نماز،باید مستمر باشد نه موسمی و مقطعی. «یُقِیمُونَ الصَّلاهَ» (فعل مضارع بر استمرار و دوام دلالت دارد.)

5-در انفاق نیز باید میانه رو باشیم. [22]«مِمّا رَزَقْناهُمْ»

6-از هرچه خداوند عطا کرده(علم،آبرو،ثروت،هنر و...)به دیگران انفاق کنیم.

«مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» [23]امام صادق علیه السلام می فرماید:از آنچه به آنان تعلیم داده ایم در جامعه نشر می دهند.[24]

7-انفاق باید از مال حلال باشد،چون خداوند رزق [25]هر کس را از حلال مقدّر مى‏کند. «رزقناهم»

8-اگر باور کنیم آنچه داریم از خداست،با انفاق کردن مغرور نمی شویم.بهتر می توانیم قسمتی از آن را انفاق کنیم. «مِمّا رَزَقْناهُمْ»




[1] - تفاسیر نور الثقلین و مجمع البیان

[19] - غیب به خداوند متعال،فرشتگان،معاد و حضرت مهدی علیه السلام اطلاق شده است.

[20] - .بقره،55.

[21] - جاثیه،24.

[22] - «مِمّا» ،(مِن ما)است و یکی از معانی«من»بعض است.یعنی بعضی از آنچه روزی کرده ایم-نه همه را-انفاق می کنند.

[23] - در اینگونه موارد کلمه«ما»به معنای هر چیز است.

[24] - بحار،ج 2،ص 17.

[25] - «رزق»،به نعمت دائمی که برای ادامه ی حیات طبق احتیاج داده می شود،اطلاق می گردد وقید تداوم و به اندازه ی احتیاج،آن را از مفاهیمِ احسان،اعطاء،نصیب،انعام و حظّ،جدا می کند.التحقیق فی کلمات القرآن،ج4،ص 114.



پایگاه جامع قرآن کریم

درس هایی از قرآن

سوره بقره تفسیر آیه 2

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال کردند کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]

 


اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم


«2»ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ


آن کتاب(با عظمت که)در(حقّانیت)آن هیچ تردیدی راه ندارد،راهنمای پرهیزگاران است.

نکته ها:

* «لا رَیْبَ فِیهِ» یعنی در اینکه قرآن از سوی خداست،شکّی نیست.زیرا مطالب آن به گونه ای است که جایی برای این شکّ وتردید باقی نمی گذارد واگر شکّی در کار باشد،بخاطر سوءظن وروحیّه لجاجت افراد است.چنانکه قرآن می فرماید: «فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ»[6]آنان در شکّی که خود ایجاد می کنند،سردرگم هستند.

* هدف قرآن،هدایت مردم است و اگر به مسائلی از قبیل خلقتِ آسمان ها و زمین و گیاهان و حیوانات و...اشاره کرده به خاطر آن است که توجّه مردم به آنها،موجب توجّه به علم و قدرت و حکمت خداوند گردد. [7]

* قرآن وسیله هدایت همه مردم است؛ «هُدیً لِلنّاسِ»[8]همانند خورشید بر همه می تابد،

ولی تنها کسانی از آن بهره می برند که فطرتِ پاک داشته و در برابر حقّ خاضع باشند؛ «هُدیً لِلْمُتَّقِینَ» همچنان که نور خورشید،تنها از شیشه ی تمیز عبور می کند،نه از خشت وگِل.لذا فاسقان [9]،ظالمان [10]،کافران[11]،دل مردگان[12]،مسرفان و تکذیب کنندگان [13]از هدایت قرآن بهره مند نمی شوند.

سؤال:این آیه درباره قرآن ومطالب آن می فرماید: «لا رَیْبَ فِیهِ» هیچ شکّی در آن نیست.در حالی که خود قرآن شکّ وتردید مخالفان را در این باره بیان می دارد:یک جا می فرماید:

«إِنَّنا لَفِی شَکٍّ مِمّا تَدْعُونا إِلَیْهِ مُرِیبٍ» [14]ما درباره آنچه ما را به آن می خوانی،در شکّ هستیم.و در مورد شکّ در وحی ونبوّت نیز می خوانیم: «بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی» [15]درباره ی قیامت نیز آمده: «لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَهِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِی شَکٍّ» [16]بنابراین چگونه می فرماید: «لا رَیْبَ فِیهِ» هیچ شکّی در قرآن ومحتوای آن نیست؟

پاسخ:مراد از جمله «لا رَیْبَ فِیهِ» آن نیست که کسی در آن شکّ نکرده و یا شکّ نمی کند، بلکه منظور آن است که حقّانیت قرآن به قدری محکم است که جای شکّ ندارد و اگر کسی شکّ کند به خاطر کور دلی خود اوست.چنانکه در آیه 66 سوره نمل می فرماید: «بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ» [17]

پیام ها:

1-قرآن در عظمت،مقامی بس والا دارد. «ذلِکَ» در ادبیات عرب،« ذلِکَ »اسم اشاره به دور است.در اینجا به قرآن که در پیش روی ماست،با «ذلِکَ» اشاره می کند که از عظمتِ دست نایافتنی قرآن حکایت می کند.

2-راهنما باید در روش دعوت و محتوای برنامه خود،قاطع و استوار باشد.

جمله ی «لا رَیْبَ فِیهِ» نشانگر استواری و استحکام قرآن است.

3-توانِ قرآن بر هدایت پرهیزکاران،خود بهترین دلیل بر اتقان و حقّانیت آن است. «هُدیً لِلْمُتَّقِینَ»

4-تنها افراد پاک وپرهیزکار،از هدایت قرآن بهره مند می شوند. «هُدیً لِلْمُتَّقِینَ» هرکس که ظرف دلش پاکتر باشد،بهره مندی و نورگیری او بیشتر است. [18]


پایگاه جامع قرآن کریم

تفسیر سوره بقره آیه 1

سلام دوستان

قصد دارم تفسیر و محتوای سوره بقره رو در چند پست براتون ارسال کنم

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم کدام سوره های قران از همه برتر است فرمودند: سوره بقره و سوال کردند کدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیت الکرسی[1]

 


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده ی مهربان.

«1»الم

الف لام میم.

نکته ها:

درباره ی حروف مقطّعه،اقوال مختلفی بیان شده است،از جمله:

1.قرآن،معجزه ی الهی از همین حروف الفبا تألیف یافته که در اختیار همه است،اگر می توانید شما نیز از این حروف،کلام معجزه آمیز بیاورید.

2.این حروف،نام همان سوره ای است که در ابتدایش آمده است.

3.این حروف،اشاره به اسم اعظم الهی دارد.[2]

4.این حروف،نوعی سوگند و قسم خداوند است.[3]

5.این حروف،از اسرار بین خداوند و پیامبر است. [4]ومطابق بعضی روایات رموزی است که کسی جز خداوند نمی داند. [5]

امّا شاید بهترین نظر همان وجه اوّل باشد.زیرا در میان یکصد و چهارده سوره قرآن،که 29 سوره آن با حروف مقطّعه شروع می شود،در بیست و چهار مورد بعد از این حروف،سخن از قرآن و معجزه بودن آن است.چنانکه در این سوره به دنبال «الم» ، «ذلِکَ الْکِتابُ» آمده و به عظمت قرآن اشاره شده است.

در آغاز سوره شوری نیز حروف مقطّعه ی «حم عسق» آمده است که بعد از آن می فرماید:

«کَذلِکَ یُوحِی إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ اللّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» خداوندِ عزیز و حکیم، این چنین بر تو و پیامبران پیش از تو وحی می کند.یعنی وحی خداوند نیز با استفاده از همین حروف است.حروفی که در دسترس همه افراد بشری است.البتّه خداوند با این حروف، کتابی نازل کرده که معجزه است.آیا انسان نیز می تواند چنین کتابی فراهم کند؟!

آری،خداوند از حروف الفبا،کتاب معجزه نازل می کند،همچنان که از دل خاک صدها نوع میوه و گل و گیاه می آفریند و انسان می سازد.ولی نهایتِ هنر مردم این است که از خاک و گل،خشت و آجر بسازند!


[1] - تفاسیر نور الثقلین و مجمع البیان

[2] - تفسیر نورالثقلین.

[3] - بحارالانوار،ج88،ص7.

[4] - بحارالانوار،ج 89،ص 384.

[5] - تفسیر مجمع البیان.

پایگاه جامع قرآن کریم

سوره بقره

هدف سوره



از آن‌جا که سوره بقره به تدریج [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] و هر بخش از آیات آن در باره موضوعی نازل شده است شاید به سادگی نتوان غرض واحدی برای این سوره بزرگ در نظر گرفت، ازاین‌رو درباره غرض سوره بقره دیدگاههای متفاوتی اظهار شده است؛ برخی مفسران آن را فاقد غرض واحد دانسته و برای سوره اغراض متعددی ذکر کرده‌اند.
[۱۱۷] برخی دیگر هدف سوره را بیان آثار ایمان به غیب دانسته و دلیل آن را نامگذاری سوره به بقره گفته‌اند، زیرا محور اصلی داستان گاو بنی اسرائیل نیز ایمان به غیب است. [۱۱۸] علامه‌ طباطبایی معتقد است که این سوره غرض واحدی ندارد؛ اما بیش‌تر آیات آن درباره این موضوع سخن می‌گوید که لازمه بندگی خداوند این است که بندگان او به آنچه خداوند بر رسولانش نازل کرده است ایمان بیاورند و بین پیامبران الهی تفاوتی قائل نشوند، ازاین‌رو بخش عمده‌ای از این سوره درباره مذمت کافران و منافقان و گروهی از اهل کتاب است که در دین خدا بدعت آوردند و در ایمان به رسولان الهی تردید کرده، تعالیم آن‌ها را نادیده گرفتند. پایان سوره نیز به بیان بخشی از احکام الهی اختصاص دارد. [۱۱۹] بنابر این نظر، محور اصلی سوره بقره لزوم ایمان به تعالیم پیامبران است.

محتوای سوره



سوره بقره با تأکید بر اهمیت و نقش ایمان در سعادت فردی و اجتماعی انسان، اعلام می‌دارد که تنها راه سعادت، ایمان به خدا و پایبندی به تعالیم انبیاست. این سوره از سه بخش تشکیل شده است: دربخش نخست اهمیت و جایگاه ایمان و بندگی خدا در زندگی انسان بیان می‌گردد. بخش دوم به سرگذشت قوم بنی اسرائیل اختصاص دارد و در آن پیامدهای ذلت‌بار مخالفت این قوم با خدا و پیامبران بیان شده و تلاشهای آن‌ها در شکست دادن پیامبر اسلام خنثا می‌گردد. سومین بخش سوره نیز به معرفی دین توحیدی اسلام می‌پردازد و بسیاری از احکام و مقررات دینی را همراه با معارف اعتقادی و اخلاقی اسلام بیان می‌کند. تفصیل بخشهای سه ‌ ‌گانه بدین قرار است:

← اهمیت و جایگاه ایمان در زندگی انسان


۳۹ آیه نخست این سوره اهمیت و جایگاه ایمان به خدا وبندگی او را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان می‌کند. در این بخش مباحث زیر مطرح می‌شود:

←← مبحث اول


انسانها در برابر دعوت توحیدی انبیا سه‌گونه موضع گیری دارند: گروهی که در پی حقیقت هستند به خدا و تعالیم پیامبران ایمان آورده، به آن عمل می‌کنند. قرآن این گروه را اهل تقوا نامیده، [۱۲۰] آنان را رستگار می‌داند. در‌برابر اهل تقوا که با تمام وجود آماده پذیرش حق‌اند، کسانی مانند سران شرک و کفر [۱۲۱] قرار دارند که بی‌ایمانی در اعماق جانشان نفوذ کرده و به هیچ روی حقیقت را نمی‌پذیرند. گروه سوم منافقان‌اند که به زبان می‌گویند: به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم، در حالی که اصلاً ایمان ندارند. در آیات مورد بحث منافقان با ویژگیهایی چون حیله‌گری و فریبکاری، خود فریبی، ابتلا به بیماری روحی، دروغگویی، ادعای اصلاح‌گری، فساد در زمین و نادانی و بی خردی وصف شده‌اند. برخی مفسران راز توجه ویژه سوره بقره به ویژگیهای منافقان و اختصاص ۱۳ آیه [۱۲۲] را به آنان، وضعیت خاص برخی از نومسلمانان مدینه می‌دانند که خدا و رسولش را باتمام وجود باور نکرده بودند. [۱۲۳] [۱۲۴]

←← مبحث دوم


در آیات بعد از عموم انسانها می‌خواهد تا خدایی را پرستش کنند که آنان را آفرید و نعمتهای بسیاری به آنان داد. در آیات ۲۳ - ۲۴ برای چهارمین و آخرین بار از زمان بعثت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، مخالفان را به تحدی با قرآن فرا می‌خواند [۱۲۵] و از آنان می‌خواهد اگر در الهی بودن قرآن شک دارند تنها متنی همانند یک سوره قرآن بیاورند. برخی مفسران مرجع ضمیر «مِن مِثلِه» را مای موصوله در «مِما نَزَّلنا» دانسته‌اند. [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸] برخی نیز مرجع آن را کلمه «عَبدِنا» می‌دانند. [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] دربعضی از روایات هم هر دو احتمال به عنوان تفسیر آیه ذکر شده است. [۱۳۲] بنابراین تفسیر، آیه مورد بحث از همگان می‌خواهد تا اگر می‌توانند به دست فردی امّی و درس ناخوانده همچون پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) متنی که از هرجهت، از جمله اتقان محتوا و بلاغت و فصاحت الفاظ همانند قرآن باشد بیاورند. [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵]

←← مبحث سوم


در آیات ۲۸ - ۳۹ ابتدا به آفرینش انسان اشاره می‌کند که چگونه خداوند او را از عدم آفرید و استعدادهایی در وجود او به ودیعت نهاد تا مراحل کمال را به تدریج در دنیا و پس از آن در عالم پس از مرگ بپیماید و به این منظور زمین و آسمان را برای او آفرید، [۱۳۶] آنگاه داستان حضرت آدم را بیان می‌کند و اعلام می‌دارد که انسان برای جانشینی خدا به زمین آمده است و این مقام به سبب آگاهی یافتن وی از اسما و حقایق و اسرار آفرینش جهان هستی است. [۱۳۷] [۱۳۸] سپس وسوسه‌ای که باعث هبوط انسان از مقام خود شد یعنی خوردن از میوه درخت ممنوع را بازگو کرده [۱۳۹]و راه جبران این اشتباه یعنی توبه به سوی خدا را نیز بیان می‌کند. ‌ [۱۴۰]
درباره معنای اسماء که رمز برتری انسان بر فرشتگان است مفسران آرای گوناگونی دارند: یک. ‌اسماء کلیدهای علم و معرفت و کمالات مادی و معنوی انسان است. [۱۴۱] دو. ‌منظور از تعلیم اسماء ایجاد استعدادهای گوناگون در انسان است. [۱۴۲] [۱۴۳] سه. ‌اسماء، نامهای همه موجودات جهان است. [۱۴۴] [۱۴۵] [۱۴۶] چهار. اسرار عالم غیب است. [۱۴۷] پنج. موجوداتی هستند که وجودی حقیقی و واقعی داشته، در عالم غیب قرار دارند. [۱۴۸] شش. ‌اسمای حسنای الهی است. [۱۴۹] هفت. اسمای امامان معصوم است. [۱۵۰] هشت. اسمای انبیا و اولیای الهی است. [۱۵۱]

← یهودیان مدینه، مهم‌ترین مانع ایمان


در بخش دوم سوره با بررسی موانع گسترش دین در جامعه اسلامی، به مقابله با اشکال تراشیها و بهانه جوییهای یهودیان مدینه می‌پردازد. آنان مهم‌ترین مخالفان آیین توحیدی و برپایی حکومت دینی در شهر مدینه بودند. این بخش با دعوت یهویان به ایمان به پیامبر اسلام - که بخشی از پیمان خدا با بنی‌اسرائیل است - آغاز می‌شود. در ادامه با یاد آوری نعمتهای الهی به بنی‌اسراییل به یهودیان مدینه گوشزد می‌کند که بهانه‌جوییها و پیمان شکنیهای نیاکان آن‌ها در طول تاریخ جز ذلت و خواری هیچ ثمری برای آن‌ها نداشته و ایشان نیز بهتر است از پیمودن این راه بپرهیزند. در انتها به بررسی بهانه‌ها و اشکالات یهودیان در باره اسلام و‌ نبوت پیامبر پرداخته، به آنها پاسخ می‌دهد. مهم‌ترین مباحثی که در این بخش از سوره مطرح می‌گردد به شرح زیر‌است.

←← مبحث مهم اول


آیات ۴۰ - ۴۶ ضمن دعوت یهودیان به اسلام از آنان می‌خواهد با ایمان به پیامبر اسلام پایبندی خود را به عهد وپیمانی که با خدابسته‌اند نشان دهند، و برای دستیابی به منافع ناچیز دنیوی حقانیت قران و پیامبر را انکار نکنند. [۱۵۲]

←← مبحث مهم دوم


آیات ۴۷ - ۶۱ نعمتهای خدا به بنی‌اسرائیل و بهانه جوییها و سرکشیهای آن‌ها را در برابر این نعمتها برمی‌شمرد تا یادآور شود که چگونه نیاکان آن‌ها بر اثر مخالفت با حق از قله برتری بر همه انسانهای زمان خودشان: «اَنّی فَضَّلتُکُم عَلَی الع--لَمین» [۱۵۳] به حضیض ذلت و حقارت کشانده شدند:«ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ والمَسکَنَةُ». [۱۵۴] در این آیات نعمتهایی همچون نجات بنی‌اسرائیل از شکنجه‌ها و ظلمهای فرعونیان [۱۵۵] شکافته شدن دریا و نجات موسی و همراهانش، [۱۵۶] نزول تورات برای هدایت بنی‌اسرائیل، [۱۵۷] زنده شدن گروهی از قوم بنی‌اسرائیل پس از آن‌که بر اثر تقاضای رویت خدا به مرگ محکوم شده بودند، [۱۵۸] مهیا شدن نعمتهای مادی مانند سایه ابر و آشامیدنی و خوراکیهای لذیذ (منّ و سلوی) [۱۵۹] در بیابان [۱۶۰] و سرانجام سیراب شدن همراهان موسی (علیه‌السلام) از ۱۲ چشمه آب که به در خواست موسی و معجزه الهی جاری شد [۱۶۱] برشمرده شده است. به گزارش این آیات قوم بنی‌اسرائیل به جای قدردانی از این نعمتها و سپاسگزاری به درگاه الهی، از فرمان خدا سرپیچی [۱۶۲] و گوساله پرستی را پیشه کردند. [۱۶۳] و غذاهای رنگانگ از موسی در خواست کردند [۱۶۴] و حتی معجزات الهی را انکار کرده، پیامبران خدا را که برای هدایت آن‌ها آمده بودند کشتند. [۱۶۵]
در ادامه، ویژگیهای عمومی و شاخصه‌های فکری و رفتاری بنی‌اسرائیل را برمی‌شمرد تا نشان دهد علت اصلی مخالفت آنان با تعالیم پیامبراسلام، گمراهی و حق ستیزی آنهاست؛ نه وجود کاستی و نقصان در آیین خدایی اسلام. به گزارش این آیات خصلتهای ناشایستی مانند پیمان شکنی، [۱۶۶] [۱۶۷] حیله‌گری، [۱۶۸] قساوت قلب ، [۱۶۹] باور نداشتن سخنان انبیا و نداشتن روح تسلیم در برابر آنها، [۱۷۰] تحریف کلام خدا، [۱۷۱] اعتقاد به مصونیت قوم یهود دربرابر آتش غضب الهی، [۱۷۲] عمل کردن به برخی از وظایف دینی و رها کردن سایر وظایف [۱۷۳] مخالفت با پیامبرانی که سخنی بر خلاف میل آن‌ها بگویند و کشتن برخی از انبیا [۱۷۴]از ویژگیهای قوم بنی‌اسرائیل بوده و همین خصلتها مانع از ایمان یهودیان مدینه به پیامبر اسلام شده است، هر چند پیش از این در انتظار بعثت آن حضرت بودند. [۱۷۵]
برای نشان دادن ویژگیها و روحیات بنی‌اسراییل آیات مذکور داستانهایی از زندگی قوم یهود را در گذشته یادآور می‌شود و در برخی موارد رفتارهای یهودیان زمان پیامبر را با رفتار آن‌ها مقایسه می‌کند تا نشان دهد خصلتهای اساسی بنی‌اسراییل در طول تاریخ تفاوتی نکرده است.

←← مهم‌ترین رخدادهای تاریخی و رفتاری


مهم‌ترین رخدادهای تاریخی و رفتارهایی که در این آیات به آن‌ها اشاره شده به شرح زیر است: قرار گرفتن کوه طور بر بالای سر قوم یهود از روی اعجاز [۱۷۶] و گرفتن پیمان از آنان مبنی برعمل کردن به دستورات تورات، [۱۷۷] داستان کسانی که حکم تعطیلی روز شنبه را با حیله‌گری نقض کردند، [۱۷۸] بهانه‌جویی و مقاومت قوم یهود در برابر دستور خدا برای کشتن گاوی که قاتل فرد بیگناهی را مشخص می‌کرد، [۱۷۹] داستان گروهی از بنی‌اسراییل که با گوش خود فرمان خدا را شنیدند؛ اما آن را تحریف کردند و یهودیانی که در زمان پیامبر از روش آنان پیروی می‌کنند، [۱۸۰] و بیان برخی دیگر از خصلتهای این قوم [۱۸۱] و سرانجام گزارشی از مخالفتهای پی در پی بنی‌اسرائیل با انبیای الهی و تکذیب و کشتار آن‌ها به سبب ناسازگاری تعالیم انبیا با خواهشهای نفسانی آنها. [۱۸۲]
پس از ارائه گزارشی از خصلتها و ویژگیهای قوم بنی‌اسرائیل و یادآوری داستانهای تاریخی به بیان رفتارها و تلاشهای مذبوحانه یهودیان زمان پیامبر می‌پردازد و بهانه‌جویی و اشکال تراشیهای آنان را بر می‌شمارد. یهودیان با تکیه بر این بهانه‌ها کوشش می‌کردند بی‌ایمانی خود و مخالفتشان را با پیامبر اسلام موجه جلوه دهند و افزون بر این از گرویدن اعراب به اسلام مانع شوند.

←← پاسخ دقیق هر ایراد


در این آیات پس از طرح هر ایراد با دقت ابعاد آن بررسی و پاسخ داده شده است. در آیات آغازین این قسمت به یهودیان مدینه یادآور می‌شود که شما همان کسانی هستید که بی‌صبرانه در انتظار بعثت پیامبر بودید تا با یاری او بر اعراب کافر پیروز شوید؛ اما اکنون که هنگام یاری رساندن و ایمان آوردن به اوست با این‌که کاملاً وی را می‌شناسید و همه ویژگیهای او را با آنچه در تورات آمده بود هماهنگ می‌یابید، صرفاً به سبب آن‌که وی از بنی‌اسرائیل نیست [۱۸۳] به مخالفت با او پرداخته، او را انکار می‌کنید، [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] بنابراین شما هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای مخالفت با او ندارید، آنگاه سخنان کفرآمیز و بهانه‌های بی پایه آنان را یکایک بیان می‌کند؛ از جمله این‌که می‌گفتند: مافقط به آنچه بر بنی‌اسرائیل نازل شده است ایمان می‌آوریم [۱۸۷]یا می‌گفتند: ما با جبرئیل که آورنده وحی بر پیامبر اسلام است دشمنیم، زیرا او همواره دستورات دشوار همچون جنگ و جهاد را برای بنی‌اسرائیل می‌آورد [۱۸۸] [۱۸۹] یا نسخ شدن برخی احکام دین یهود توسط پیامبر را نشانه غیر خدایی بودن آیین اسلام می‌دانستند. [۱۹۰] برخی از آن‌ها تقاضاهای نامعقولی همچون رؤیت خدا را از پیامبر داشتند و مسلمانان را نیز تحریک می‌کردند که این خواسته را تکرار کنند و در صورت اظهار عجزِ پیامبر از او روی برتابند. [۱۹۱] در ادامه از قول یهودیان و مسیحیان نقل می‌کند که هر یک از آنان تنها خود را شایسته ورود به بهشت معرفی می‌کردند [۱۹۲] و به این ادعای بی‌اساس نیز پاسخ می‌دهد. بهانه دیگر یهودیان این بود که به پیروی از مشرکان ناآگاه [۱۹۳] می‌گفتند: چرا خدا‌ به‌طور مستقیم با ما سخن نمی‌گوید یا آیه و معجزه‌ای بر خود ما نازل نمی‌شود؟ [۱۹۴] یا آنان و مسیحیان هر یک از مسلمانان را به دین خود دعوت می‌کردند، [۱۹۵] چنان که ابراهیم (علیه‌السلام) و پیامبرانی که از نسل او بودند همگی یهودی یا نصرانی بودند. [۱۹۶] خداوند به آنان پاسخ می‌دهد که هدایت واقعی در پیروی از آیین ابراهیم (علیه‌السلام) است؛ نه کیش یهود و نصارا. [۱۹۷] این پاسخ پس از آن است که در آیات ۱۲۴ - ۱۳۴ به تفصیل شخصیت حضرت ابراهیم و آیین او معرفی و اعلام شده است که جز سفیهان کسی از آیین و روش ابراهیم (علیه‌السلام) روی برنمی‌گرداند [۱۹۸] و این همان آیینی است که یعقوب (علیه‌السلام) - که بنی‌اسراییل همگی از نسل او هستند - به آن سفارش کرده بود. [۱۹۹] بهانه و اشکال دیگری که یهودیان بر پیامبر و مسلمانان داشتند در باره تغییر قبله بود. یهودیان که بارها مسلمانان را به سبب نداشتن قبله مستقل مورد طعن و سرزنش قرار داده بودند [۲۰۰] با تغییر قبله بهانه دیگری را مطرح کردند و گروهی از یهودیان سبک مغز می‌گفتند:چرا مسلمانان از بیت المقدس که مورد توجه همه انبیای گذشته و تاکنون نیز قبله آن‌ها بوده، به سوی کعبه بازگشتند؟! [۲۰۱] پاسخ این سوال نیز در آیات ‌۱۴۲-۱۵۰ داده شده است و ضمن آن به حکمت تغییر قبله و وظایف مسلمانان پس از تغییر قبله همچون جهاد و صبر بر مصائب اشاره شده است. [۲۰۲]
پس از پاسخ به همه شبهات و بهانه‌های یهود آیات پایانی این بخش آخرین هشدارها را به یهودیان و پیشوایان گمراهشان می‌دهد و از آنان می‌خواهد از کتمان حقایق بپرهیزند، [۲۰۳] زیرا کسانی که آنچه را خدا نازل کرده است کتمان می‌کنند به عذاب دردناکی دچار خواهند شد. [۲۰۴]

← اصول عقاید و مقررات دین اسلام


بخش سوم این سوره به ترسیم آیین و دین اسلام می‌پردازد تا مبنای استواری برای پی‌ریزی جامعه دینی در مدینه باشد. دراین بخش مسائل مهمی از احکام فقهی، عقاید و اخلاق اسلامی بیان می‌گردد. در آیه نخست این بخش، کلیاتِ عقاید، اخلاق و وظایف عملی هر مسلمان بیان شده و در سایر آیات تا پایان سوره این مباحث با تفصیل بیشتری مطرح شده است. [۲۰۵] [۲۰۶]
در آیات ۱۷۷ - ۲۴۲ احکام و مقررات دین اسلام در بیش از ۲۰ موضوع مطرح می‌گردد. در بیان احکام شرعی، توجه به مبارزه با افکار و آداب و رسوم دوران جاهلیت و افراط و تفریطهای آن زمان کاملاً مشهود است. در این قسمت قوانین اسلام درباره قصاص، وصیت، روزه ماه رمضان، کسب مال از راه حلال، جهاد با دشمنان خدا، حج و زیارت خانه خدا، حکم شراب و قمار، مقدار انفاق و موارد مصرف آن، سرپرستی یتیمان، ازدواج با مشرکان، عادت ماهانه زنان، سوگند خوردن به خدا، انواع و احکام طلاق، ازدواج زنان پس از طلاق، حقوق فرزندان طلاق، عده وفات، مهریه زنان و نفقه زنان مطلّقه و شوهر مرده بیان می‌گردد.

←← بررسی قوانین اسلام


در بررسی مسئله قصاص، مباحثی همچون مشروعیت قصاص، برابری قاتل و مقتول در قصاص، تشریع دیه به جای قصاص و فلسفه قصاص مطرح می‌شود. [۲۰۷] [۲۰۸] در بیان احکام وصیت نکاتی در باره توصیه به وصیت، حرمت تغییر مفاد وصیت و موارد استثنای این حکم ذکر می‌گردد. [۲۰۹] در ذکر احکام روزه مباحث متعددی همچون وجوب روزه ماه رمضان، موارد جواز افطار در ماه رمضان مانند سفر و بیماری، جواز آمیزش جنسی در شبهای این ماه، ساعات وجوب امساک در شبانه روز بیان می‌گردد. [۲۱۰] پس از بیان این احکام به حرمت کسب مال از راه حرام اشاره [۲۱۱] و به پرسشی که درباره فایده و حکمت هلالهای ماه وتاثیر آن در انجام تکالیف شرعی مطرح بوده است پاسخ می‌دهد، [۲۱۲] آنگاه به تشریع حکم جهاد و مسائل مربوط به آن می‌پردازد. احکام و مقررات جهاد با مشرکان مکه در دو قسمت از سوره بقره بیان شده است:یکی در آیات ۱۹۰ - ۱۹۴ و دیگری در آیات ۲۱۶ - ۲۱۸. از آن‌جا که برخی از احکام و نکات مطرح شده در دو بخش فوق یکسان است - مانند تاکید بر وجوب جهاد، جنگ در ماههای حرام و پیکار در مسجد الحرام [۲۱۳] - و با توجه به این‌که در بخش دوم تأکید می‌کند که جهاد بر مسلمانان واجب است هرچند خوشایند برخی نباشد، می‌توان استنباط کرد که به رغم صدور فرمان جهاد در مرحله نخست، برخی مسلمانان هنوز آمادگی لازم را برای انجام این تکلیف الهی کسب نکرده بودند.

←← احکام و مسائل حج تمتع


در ادامه، آیات ۱۹۶ - ۲۰۳ به بیان برخی از احکام و مسائل حج تمتع می‌پردازد. بنابر برخی روایات این آیات در سال دهم هجرت نازل و طی آن حج تمتع تشریع شده است. [۲۱۴] [۲۱۵] [۲۱۶] در این آیات ابتدا به اتمام حج همراه با عمره فرمان داده شده است. سپس نکاتی در باره قربانی و تقصیر در حالت اضطرار، زمان حج و اموری که برای محرم جایز نیست تذکر داده می‌شود، آنگاه به انتقاد از برخی آداب و رسومی می‌پردازد که به پیروی از آیین جاهلی به اعمال حج افزوده شده است و از مسلمانان می‌خواهد با کنار گذاشتن این خرافات تنها به آنچه خداوند بدان امر کرده است عمل کنند؛ از جمله بنابر رسوم جاهلی تجارت درایام حج ممنوع بود [۲۱۷] [۲۱۸] [۲۱۹] یا قریش بر پایه امتیاز بی‌موردی که برای خود قائل بودند از وقوف در عرفات همراه با سایر حجگزاران امتناع می‌کردند [۲۲۰] [۲۲۱] [۲۲۲] یا پس از تمام شدن اعمال حج ساعتی در منا توقف می‌کردند و در آن‌جا با شعر و خطابه، به بیان افتخارات پدرانشان پرداخته، بر یکدیگر فخر می‌فروختند. [۲۲۳] [۲۲۴] [۲۲۵] در آیات ۱۹۸ - ۲۰۰ مسلمانان از این رفتارها و آداب جاهلانه منع شده‌اند.

←← ذکر دو داستان از بنی‌اسرائیل


پس از اتمام آیاتی که مقررات دینی و وظایف عملی مسلمانان را بیان می‌کرد آیات ۲۴۳ - ۲۵۶ با ذکر دو داستان از بنی‌اسرائیل مومنان را به جهاد در راه خدا و نهراسیدن از مرگ ترغیب می‌کند.
داستان نخست درباره گروهی از بنی‌اسرائیل است که به بهانه بیماری وبا از جنگ با دشمن خودداری [۲۲۶] و خانه و کاشانه خود را رها کردند و خداوند همه آن‌ها را میراند و سپس زنده کرد [۲۲۷]و داستان دیگر درباره گروهی دیگر از بنی‌اسرائیل است که از پیامبر خود خواستند تا فرماندهی را برای رهبری آن‌ها در جنگ با دشمنان مشخص کند تا با پیروی از او بردشمنان پیروز شوند. چون آن پیامبر طالوت را به آنان معرفی کرد جز گروهی اندک همگی از یاری او سرپیچی کردند؛ اما طالوت با کمک همین گروه اندک از مؤمنان، بر جالوت و سپاهیانش پیروز شد. [۲۲۸]

←← تبیین مهم‌ترین اصول اعتقادی اسلام


به گفته برخی از مفسران آیات ۲۵۵ - ۲۶۰ این سوره به تبیین مهم‌ترین اصول اعتقادی اسلام یعنی توحید و معاد می‌پردازد [۲۲۹] [۲۳۰]؛ اما علامه طباطبایی معتقد است که تمامی این آیات درباره توحید است. [۲۳۱] این آیات با آیة الکرسی آغاز می‌شود. در این آیه ۵۰ کلمه‌ای [۲۳۲]، ۱۶ بار نام خداوند به صورت ضمیر یا اسم ظاهر آمده [۲۳۳] و در آن به ۱۰ صفت ثبوتی و ۴ صفت سلبی خداوند [۲۳۴] از جمله وحدانیت، مالکیت مطلق و گسترده الهی و علم بی‌پایان او اشاره شده است. [۲۳۵] آیات بعدی نیز جلوه‌هایی دیگر از توحید از جمله ولایت و سرپرستی خدا بر مؤمنان [۲۳۶] و قدرت خداوند بر احیا و میراندن انسانها بیان می‌شود. نکته اخیر در ضمن بیان سه داستان در باره زنده شدن مردگان به دست خداوند یعنی داستان احتجاج حضرت ابراهیم با یکی از حکام زمانش (نمرود)، داستان عُزَیْر نبی [۲۳۷] و داستان ۴‌ مرغ حضرت ابراهیم بیان شده است. [۲۳۸]

←← بررسی مسئله انفاق، ربا و دَیْن


در آیات پایانی این سوره [۲۳۹] مقررات مربوط به سه موضوع دیگر یعنی انفاق، ربا و دَیْن بیان می‌شود. وجه اشتراک این احکام در این است که همگی جنبه مالی دارد، با این تفاوت که انفاق بخشش بدون عوض و ربا دریافت بدون عوض‌است. [۲۴۰] در این آیات افزون برجنبه فقهی به جنبه اخلاقی و آثار اجتماعی انفاق و ربا نیز توجه شده است. در این میان آیات ۲۶۱ - ۲۷۴ به موضوع انفاق مربوط می‌شود. در این آیات ابتدا با ذکر مثالی ثمرات فراوان انفاق را بیان کرده، سپس درباره کیفیت انفاق که باید برای خدا و از منت و اذیت به دور باشد و وضعیت مالی که انفاق می‌شود که باید از مال طیب و پاک باشد و محل مصرف انفاق یعنی فقرا و زمان انفاق که شب یا روز و آشکار و پنهان باشد و سرانجام اجر و ثواب انفاق توضیح می‌دهد.
آیات ۲۷۵ - ۲۸۱ در باره حرمت ربا و آثار منفی آن و شدیدترین آیه‌ای است که درباره ربا نازل شده است و طی آن خداوند به کسانی که ربا می‌گیرند اعلام جنگ کرده است. [۲۴۱] در قرآن کریم درباره هیچ‌یک از فروع دین چنین تعبیری به کار نرفته است. [۲۴۲] به نظر می‌رسد که این‌آیه پس از آیه ۱۳۰ آل‌عمران [۲۴۳] که در آن حکم تحریم ربا بیان شده بود نازل شده باشد و از آن‌جا که با نزول آیه ۱۳۰ آل‌عمران عمل زشت ربا‌ به‌طور کامل از جامعه اسلامی برچیده نشده بود این آیه نازل شد و با شدت بیشتری از آن نهی‌کرد. [۲۴۴]
پس از بیان اهمیت انفاق و حرمت ربا که دستور نخست با فعالیت سودآور اقتصادی و دومی با کسب درآمد مشروع منافات دارد در آیه ۲۸۲ و ۲۸۳ نکاتی را در باره احکام قرض و رهن بیان کرده و در آن راه کسب حلال و حفظ اموال را ذکر‌ می‌کند. [۲۴۵] در آیه‌۲۸۲ که طولانی‌ترین آیه قرآن است [۲۴۶] [۲۴۷] ۱۹ دستور مهم درباره داد و ستد مالی بیان شده است. [۲۴۸]

←← بیان ویژگیهای مؤمنان واقعی


دو آیه پایانی سوره بقره با بیان ویژگیهای مؤمنان واقعی به منزله جمع‌بندی و نتیجه‌گیری از مجموع تعالیم این سوره است. آنچه از ویژگیهای مؤمنان در این آیات به میان آمده است با هدف و جهت‌گیری اصلی سوره بقره کاملاً هماهنگ است، زیرا در این سوره بارها از اقوام و افرادی یاد شده که تنها به بخشی از دستورات انبیا ایمان می‌آوردند و هر گاه در عمل به تکالیف دینی زحمت و مشقتی می‌دیدند آن‌ها را تغییر داده، دین خدا را تحریف می‌کردند؛ اما مؤمنان واقعی بر خلاف آن‌ها رفتار می‌کنند؛ آنان به همه آنچه که خداوند بر پیامبران نازل کرده است ایمان دارند و در این جهت تفاوتی بین پیامبران قائل نیستند. [۲۴۹] آنان تلاش خود را برای انجام تکالیف الهی به کار می‌برند و در مواردی که بر اثر خطا و نسیان و ناتوانی، از انجام تکالیف باز می‌مانند از خداوند طلب عفو و بخشش می‌کنند. [۲۵۰]

فضیلت و عظمت سوره



سوره مبارکه بقره در سخنان رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و اهل‌بیت آن حضرت، با اوصافی ستوده شده که حاکی از جایگاه بلند این سوره است.
همچنین پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: ۷ سوره طولانی قرآن به جای تورات به من عطا شده است، [۲۵۱] [۲۵۲] چنان که «مِئین» به جای انجیل و «مثانی» به جای زبور به من عطا شده و با دریافت «مُفَّصل» (که‌تقریباً ۶۷ سوره است) بر دیگران برتری یافتم. [۲۵۳] در پاسخ پرسش از برترین سوره قرآن، از سوره بقره نام برده‌اند. [۲۵۴] سفارش مؤکد اهل‌بیت درباره فضیلت یادگیری این سوره نیز نشان دیگری از عظمت آن است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: سوره بقره و آل‌عمران در روز قیامت مانند دو قطعه ابر‌ بر سر قاری خود سایه می‌افکنند. [۲۵۵] [۲۵۶] [۲۵۷] پیامبر‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: هرکس یک روز، سوره بقره را در خانه خود قرائت کند، سه روز آن خانه از گزند اهریمن مصون است؛ همچنین اگر یک شب آن را در خانه خود تلاوت کند، سه شب آن خانه از آسیب شیطان محفوظ است و شیطان به آن‌جا در نمی‌آید. [۲۵۸] در برخی روایات آمده‌است که تهی‌ترین خانه‌ها از خیر، خانه‌ای است که در آن سوره بقره تلاوت نشود. [۲۵۹] در برخی روایات به تلاوت آیات خاصی از این سوره، مانند ۴ آیه نخست، آیة الکرسی و سه آیه پایانی آن ترغیب شده است. [۲۶۰] [۲۶۱]
در جوامع روایی، احادیث فراوانی درباره تأثیر تلاوت سوره بقره و نیز خصوص آیة‌الکرسی در درمان بیماریهای جسمی، فقرزدایی و تأمین نیازهای دنیوی نقل شده است؛ [۲۶۲] اما باید توجه داشت که تبیین این گونه فواید و آثار در روایات معصومان (علیهم‌السلام) برای مؤمنان متوسط است و این گونه احادیث هرگز در صدد حصر رسالتِ اصلی و اساسی قرآن نیست. [۲۶۳]

****************************************************************************************



۱۱۴. المیزان، ص‌۴۳.    
۱۱۵. نمونه، ج‌۱، ص‌۵۸.
۱۱۶. فی ظلال القرآن، ج‌۱، ص‌۲۷.    
۱۱۷. اهداف کل سوره، ج‌۱، ص‌۲۰.
۱۱۸. تفسیر بقاعی، ج‌۱، ص‌۲۴.
۱۱۹. المیزان، ج‌۱، ص‌۴۳.    
۱۲۰. المیزان، ج‌۱، ص‌۴۳.    
۱۲۱. المیزان، ج‌۱، ص‌۵۲‌.    
۱۲۲. بقره/سوره۲، آیه۸-۲۰.    
۱۲۳. احسن‌الحدیث، ج۱، ص۵۱‌.
۱۲۴. التبیان، ج‌۱، ص‌۶۷‌.
۱۲۵. تفسیر المنار، ج‌۱، ص‌۱۹۱‌-‌۱۹۳.
۱۲۶. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۵۷.
۱۲۷. التفسیر الکبیر، ج‌۲، ص‌۱۱۸.
۱۲۸. المیزان، ج‌۱، ص‌۵۸‌.    
۱۲۹. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۵۷.
۱۳۰. التفسیر الکبیر، ج‌۲، ص‌۱۱۸.
۱۳۱. المیزان، ج‌۱، ص‌۵۸‌.    
۱۳۲. المیزان، ج‌۱، ص‌۵۸‌.    
۱۳۳. التبیان، ج‌۱، ص‌۱۰۲.
۱۳۴. تفسیر صدرالمتالهین، ج‌۲، ص‌۱۳۶‌-‌۱۳۷.
۱۳۵. المنیر، ج‌۱، ص‌۱۰۱.    
۱۳۶. المیزان، ج‌۱، ص‌۱۱۱‌-‌۱۱۳.    
۱۳۷. نمونه، ۱، ص‌۱۸۹.    
۱۳۸. تفسیر روشن، ج‌۱، ص‌۱۶۸.
۱۳۹. بقره/سوره۲، آیه۳۶.    
۱۴۰. بقره/سوره۲، آیه۳۷.    
۱۴۱. الکاشف، ج‌۱، ص‌۶۸‌.
۱۴۲. پرتوی از قرآن، ج ۱، ص۱۱۸.
۱۴۳. احسن الحدیث، ج ۱، ص ۹۲.
۱۴۴. بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۶۲۱‌.
۱۴۵. تفسیرروشن، ج‌۱، ص‌۱۶۸.
۱۴۶. اطیب البیان، ج‌۱، ص‌۵۰۵‌.
۱۴۷. تفسیر صفی، ص‌۱۹.
۱۴۸. المیزان، ج‌۱، ص‌۱۱۶.    
۱۴۹. اطیب البیان، ج‌۱، ص‌۵۰۵‌.
۱۵۰. آلاءالرحمن، ج‌۱، ص‌۸۴‌.
۱۵۱. الفرقان، ج۱، ص‌۲۸۹.
۱۵۲. بقره/سوره۲، آیه۴۰-۴۱.    
۱۵۳. بقره/سوره۲، آیه۴۷.    
۱۵۴. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۱۵۵. بقره/سوره۲، آیه۴۹.    
۱۵۶. بقره/سوره۲، آیه۵۰.    
۱۵۷. بقره/سوره۲، آیه۵۳.    
۱۵۸. بقره/سوره۲، آیه۵۶.    
۱۵۹. جوامع الجامع، ج‌۱ ص‌۵۳‌.
۱۶۰. بقره/سوره۲، آیه۵۷.    
۱۶۱. بقره/سوره۲، آیه۶۰.    
۱۶۲. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۱۶۳. بقره/سوره۲، آیه۵۱.    
۱۶۴. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۱۶۵. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۱۶۶. بقره/سوره۲، آیه۶۴‌.    
۱۶۷. بقره/سوره۲، آیه۸۳.    
۱۶۸. بقره/سوره۲، آیه۶۵.    
۱۶۹. بقره/سوره۲، آیه۷۴.    
۱۷۰. بقره/سوره۲، آیه۶۷.    
۱۷۱. بقره/سوره۲، آیه۷۵.    
۱۷۲. بقره/سوره۲، آیه۸۰.    
۱۷۳. بقره/سوره۲، آیه۸۵.    
۱۷۴. بقره/سوره۲، آیه۸۷.    
۱۷۵. بقره/سوره۲، آیه۸۹.    
۱۷۶. المیزان، ج‌۱، ص‌۱۹۸.    
۱۷۷. بقره/سوره۲، آیه۶۳.    
۱۷۸. بقره/سوره۲، آیه۶۵.    
۱۷۹. بقره/سوره۲، آیه۶۷ - ۷۱.    
۱۸۰. بقره/سوره۲، آیه۷۵ - ۷۹.    
۱۸۱. بقره/سوره۲، آیه۸۰ - ۸۶.    
۱۸۲. بقره/سوره۲، آیه۸۷ - ۸۸.    
۱۸۳. نمونه، ج‌۱، ص‌۳۴۵.
۱۸۴. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۳۱۰‌-‌۳۱۱.
۱۸۵. بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.    
۱۸۶. بقره/سوره۲، آیه۸۹ - ۹۰.    
۱۸۷. بقره/سوره۲، آیه۹۱.    
۱۸۸. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۳۲۵‌-‌۳۲۶.
۱۸۹. بقره/سوره۲، آیه۹۷ - ۹۸.    
۱۹۰. مجمع البیان، ص‌۳۴۷.
۱۹۱. مجمع البیان، ص‌۳۵۱‌-‌۳۵۲.
۱۹۲. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱ - ۱۱۲.    
۱۹۳. المیزان، ج۱، ص‌۲۶۳.    
۱۹۴. بقره/سوره۲، آیه۱۱۸.    
۱۹۵. بقره/سوره۲، آیه۱۳۵.    
۱۹۶. بقره/سوره۲، آیه۱۴۰.    
۱۹۷. بقره/سوره۲، آیه۱۳۵.    
۱۹۸. بقره/سوره۲، آیه۱۳۰.    
۱۹۹. بقره/سوره۲، آیه۱۳۲.    
۲۰۰. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۴۱۲.
۲۰۱. بقره/سوره۲، آیه۱۴۲.    
۲۰۲. المیزان، ج‌۱، ص‌۳۴۳.    
۲۰۳. بقره/سوره۲، آیه۱۵۹.    
۲۰۴. بقره/سوره۲، آیه۱۷۴.    
۲۰۵. المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.    
۲۰۶. الکاشف، ج‌۱، ص‌۱۷۸.
۲۰۷. بقره/سوره۲، آیه۱۷۸ - ۱۷۹.    
۲۰۸. تسنیم، ج‌۲، ص‌۵۸‌.
۲۰۹. بقره/سوره۲، آیه۱۸۰ - ۱۸۲.    
۲۱۰. بقره/سوره۲، آیه۱۸۳ - ۱۸۷.    
۲۱۱. بقره/سوره۲، آیه۱۸۸.    
۲۱۲. بقره/سوره۲، آیه۱۸۹.    
۲۱۳. تسنیم، ج‌۲، ص‌۵۸‌.
۲۱۴. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۵۱۸‌.
۲۱۵. المیزان، ج‌۲، ص‌۷۵.    
۲۱۶. تسنیم، ج‌۲، ص‌۴۰.
۲۱۷. الکشاف، ج۱، ص۲۴۵.    
۲۱۸. مجمع‌البیان، ج۲، ص۵۲۷‌.
۲۱۹. نمونه، ج‌۲، ص‌۵۶‌.    
۲۲۰. روح المعانی، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۱۳۴.
۲۲۱. آلاء الرحمن، ج‌۱، ص‌۳۴۰.
۲۲۲. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۵۲۷‌-‌۵۲۸‌.
۲۲۳. مجمع‌البیان، ج۲، ص۵۲۹‌.
۲۲۴. روح المعانی، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۱۳۵.
۲۲۵. الکشاف، ج۱، ص۲۴۶.    
۲۲۶. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۶۰۵‌.
۲۲۷. بقره/سوره۲، آیه۲۴۳.    
۲۲۸. بقره/سوره۲، آیه۲۴۶ - ۲۵۲.    
۲۲۹. الکاشف، ج‌۱، ص‌۳۹۱.
۲۳۰. الکاشف، ج‌۱، ص‌۴۱۰.
۲۳۱. المیزان، ج‌۲، ص‌۳۴۸.    
۲۳۲. الفرقان، ج‌۳‌-‌۲. ص‌۱۹۳.
۲۳۳. الکشاف، ج‌۱، ص‌۳۰۲.    
۲۳۴. الفرقان، ج‌۴، ص‌۱۹۳.
۲۳۵. بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.    
۲۳۶. بقره/سوره۲، آیه۲۵۷.    
۲۳۷. تفسیر عیاشی، ج‌۱، ص‌۱۴۱.    
۲۳۸. بقره/سوره۲، آیه۲۵۸-۲۶۰.    
۲۳۹. بقره/سوره۲، آیه۲۶۱ - ۲۸۲.    
۲۴۰. المیزان، ج‌۲ ص‌۴۰۹.    
۲۴۱. بقره/سوره۲، آیه۲۷۹.    
۲۴۲. المیزان، ج‌۲ ص‌۴۰۹.    
۲۴۳. آل‌عمران /سوره۳، آیه۱۳۰.    
۲۴۴. المیزان، ج‌۲، ص‌۴۰۸.    
۲۴۵. التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۱۱۵.
۲۴۶. الاتقان، ج‌۱، ص‌۳۵۷.
۲۴۷. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۶۸۱‌.
۲۴۸. نمونه، ج‌۲، ص‌۳۸۲.
۲۴۹. بقره/سوره۲، آیه۲۸۵.    
۲۵۰. بقره/سوره۲، آیه۲۸۶.    
۲۵۱. البرهان، ج‌۱، ص‌۱۲۱.
۲۵۲. تفسیر عیاشی، ج‌۱، ص‌۲۵.    
۲۵۳. البرهان، ج‌۱، ص‌۱۲۱.
۲۵۴. نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۲۶     .
۲۵۵. ثواب الاعمال، ص‌۲۲۰.
۲۵۶. زاد المسیر، ج‌۱، ص‌۱۹.
۲۵۷. بحار الانوار، ج‌۸۹‌، ص‌۲۶۵.    
۲۵۸. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۱۱۱.
۲۵۹. روض الجنان، ج‌۱، ص‌۳۷.
۲۶۰. بحارالانوار، ج‌۸۹‌، ص‌۲۶۵.    
۲۶۱. نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۲۶.    
۲۶۲. بحارالانوار، ج‌۸۹‌، ص‌۲۶۲.    
۲۶۳. تسنیم، ج‌۲، ص‌۳۵.

منبع



دائرةالمعارف قرآن کریم برگرفته از مقاله سوره بقره.

ویکی فقه   

شأن نزول، مقاصد و اهداف کلی سوره حمد، و محورها و آموزه های آن

تعالیم سوره حمد در یک نگاه کلی، به دو بخش تقسیم مى ‏شود، بخشى از حمد و ثناى خدا سخن مى ‏گوید، و بخشى از نیازهاى بنده. آیات این سوره در باره خداوند و صفاتش؛ مانند ربوبیّت و رزاقیت است؛ موضوع معاد، شناخت راه حقّ و درخواست رهروى آن، از دیگر مباحث این سوره است. همچنین ابراز علاقه به ادامۀ راه اولیاى الاهی، و اعلام بیزارى و انزجار از گمراهان و غضب ‏شدگان موضوعات پایانی سوره فاتحة الکتاب است.


از آنجایی که لازم نیست همه سوره‌ها و آیات قرآن کریم دارای شأن نزول باشند، یکی از سوره‌هایی که برای آن شأن نزولی نقل نشده، سوره حمد و آیات آن است. سوره حمد دارای هفت آیه است که هر یک از این آیات اشاره به مطلب مهمى دارد.

آیات این سوره در باره خداوند و صفاتش، ربوبیّت خداوند، موضوع معاد، شناخت راه حقّ و درخواست رهروى آن است.

همچنین به ادامه راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضب ‏شدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. و در یک نگاه کلی این سوره به دو بخش تقسیم مى‏شود، بخشى از حمد و ثناى خدا سخن مى‏گوید و بخشى از نیازهاى بنده.

در مجموع تعالیم و آموزه های این سوره به صورت خلاصه چنین است:

1. انسان در تلاوت سوره حمد، با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید مى‏ کند. این آیه سر آغازى است براى هر کار، و استمداد از ذات پاک خدا را به هنگام شروع در هر کار، به ما مى ‏آموزد.

2. «رَبِّ الْعالَمِینَ» درسى است از باز گشت همۀ نعمت ها و تربیت همۀ موجودات به خدا، و توجه به این حقیقت که همه این مواهب از ذات پاک الاهی سرچشمه مى ‏گیرد.

3. «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» توجه به رحمت گسترده پروردگار است. این آیه در واقع  این نکته را بازگو مى ‏کند که اساس خلقت، تربیت و حاکمیت او بر پایۀ رحمت و رحمانیت است، و محور اصلى نظام تربیتى جهان را همین اصل تشکیل مى ‏دهد.

4. «مالِک یَوْمِ الدِّینِ» غفلت از آینده را از انسان می زداید. این آیه در واقع توجهى است به معاد، و سراى پاداش اعمال، و حاکمیت خداوند بر آن دادگاه عظیم.

6. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعین» توحید در عبادت و توحید در نقطۀ اتکای انسان ها را بیان مى ‏کند؛ «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» نفی ریا و شهرت طلبى است، و «إِیَّاکَ نَسْتَعین» اعلام انحصار استعانت و یاری از ذات احدیت، و ترس و واهمه نداشتن از هر قدرتی غیر از قدرت الاهی است.

8 «أَنْعَمْتَ» توجه دادن انسان به این نکته است که نعمت ‏ها به دست او است.

9 انسان با گفتن «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و درست را درخواست مى‏ کند.

10 در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مى‏کند. به بیان روشن تر این آیه، بیانگر نیاز و عشق بندگان به مسئلۀ هدایت و نیز توجه به این حقیقت است که هدایت ها همه از سوى او است! سرانجام آخرین آیه این سوره، ترسیم واضح و روشنى است از صراط مستقیم، راه کسانى که مشمول نعمت هاى او شده‏اند، و این راه از راه غضب ‏شدگان و گمراهان جدا است. و سرانجام جملۀ «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «لَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مى ‏دارد.[1]

در پایان باید گفت؛ این روایت از پیامبر اسلام (ص) بهترین بیان در مورد اهداف کلی و تعالیم سوره حمد است:

«خداوند متعال فرمود: من سوره حمد را میان خود و بنده ‏ام تقسیم کردم، نیمى از آن براى من، و نیمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را مى ‏خواهد از من بخواهد. هنگامى که بنده مى‏ گوید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»، خداوند بزرگ مى ‏فرماید: بنده‏ ام به نام من آغاز کرد، و بر من است که کارهاى او را به آخر رسانم و در همه حال او را پر برکت کنم، و هنگامى که مى‏گوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»، خداوند می فرماید: بنده ‏ام مرا حمد و ستایش کرد، و دانست نعمت هایى را که دارد از ناحیۀ من است، و بلاها را نیز من از او دور کردم، گواه باشید که من نعمت هاى سراى آخرت را بر نعمت هاى دنیاى او مى ‏افزایم، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مى ‏کنم، همان گونه که بلاهاى دنیا را دفع کردم. و هنگامى که مى‏ گوید: «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»، خداوند مى‏ گوید: بنده‏ ام گواهى داد که من رحمان و رحیمم، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مى‏ کنم، و سهم او را از عطایم افزون مى ‏سازم.

زمانی که مى‏ گوید: «مالِک یَوْمِ الدِّینِ»، او مى ‏فرماید: گواه باشید همان گونه که او حاکمیت و مالکیت روز جزا را از آن من دانست، من در روز

حساب، حسابش را آسان مى‏ کنم، حسناتش را مى‏ پذیرم، و از گناهان و خطاهایش می گذرم.

وقتی مى‏ گوید: «إِیَّاک نَعْبُدُ»، خداوند بزرگ مى ‏گوید: بنده ‏ام راست مى‏ گوید، تنها مرا پرستش مى ‏کند، من شما را گواه مى ‏گیرم بر این عبادت خالص، ثوابى به او مى‏ دهم که همۀ کسانى که مخالف این بودند به حال او غبطه خورند.

هنگامى که مى‏ گوید: «إِیَّاک نَسْتَعِینُ»، خدا مى ‏گوید: بنده ‏ام از من یارى جسته، و تنها به من پناه آورد، گواه باشید من او را در کارهایش کمک مى ‏کنم، در سختی ها به فریادش مى ‏رسم، و در روز پریشانى دستش را مى ‏گیرم.

و هنگامى که مى‏ گوید: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ...»، (تا آخر سوره) خداوند مى‏ گوید این خواسته بنده ‏ام بر آورده است، و او هر چه مى ‏خواهد از من بخواهد که من اجابت خواهم کرد، آنچه امید دارد، به او مى ‏بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مى‏سازم.[2]

 


[1] ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 6- 8، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1374ش؛ قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج 1، ص 15- 17، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، تهران، 1383 ش‏.

[2] شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 300، جهان، 1378ق.


اسلام کوئست.نت