عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

سلام به شما دوست عزیز

برداشت های خودم رو از تمامی رخدادها ، مطالعات و ... را سعی میکنم در اینجا یادداشت کنم.

سپاسگذارم از اینکه وقت گرانبهای خود رو برای خواندن نوشته های من گذاشتید.

یا علی

پیوندها

۱۰ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

اربعین


بسم رب الحسین(ع)

 

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین...!!!!

 

کربلا....اللهم الرزقنا....

فریاد یا محمدا زینب رسید به کربلا

تمام دخترکان را نشانه میکردند

به خنده صحبتی از کار ِ خانه میکردند


اگرچه رنج ِ سفر، زخم ِ راه را دیدم

دوباره آمدم و قتلگاه را دیدم


برای قافله ات بیرق عزا مانده

هنوز تکیه ای از خیمه ها به جا مانده


هنوز گِردِ مزار ِ تو دشتی از خار است

بمیرم ای گُل ِ من دیدنت چه دشوار است


هنوز رویِ زمین تیرهای خونین است

هنوز رویِ زمین نیزه های سنگین است


هنوز از بدنت بویِ سیب می آید

صدای ناله ی مردی غریب می آید


اگرچه خویش به دستِ رباب آوردم

به دستِ بی رمقم ظرفِ آب آوردم


بنوش جرعه یِ آبی که تشنه ات دیدم

اسیر ِ مرثیه یِ سنگ و دشنه ات دیدم






سرگرمی های زنان حرمسرای شاه

داشتن زنان متعدد و نگهداری از آنها در چهاردیواری حرمسرا، با توجه به حسادت‌ها و رقابت‌های میان آنان، شاهان قاجار را با دشواری‌هایی روبرو می‌ساخت. شاه اگرچه در عمل مالک آنها بود و بر آنان حکم می‌راند و از سوی دیگر اگر چه کنترل زنان حرم، توسط خواجه‌ها و چشم و گوش‌های شاه صورت می‌گرفت، اما با این همه، به وجود آمدن درگیری در میان زنان حرم، یک امر اجتناب‌ناپذیر بود و این پدیده، دردسرهایی نیز به وجود می‌آورد.

 از این رو، شاهان قاجار به منظور ایجاد محیط سالم‌تر در اندرون حرمسرا، سرگرمی‌هایی برای زنان متعدد خود ایجاد می‌کردند. از جمله‌ی این تفریحات که از سوی زنان بسیار مورد استقبال قرار می‌گرفت، مراسمی بود که در روز سیزدهم فروردین هر سال اجرا می‌شد.

 در زمان «فتحعلی‌شاه»، اهل حرم در این روز ، در باغ بزرگی که قبلأ قُرُق شده بود، حاضر می‌شدند. پس از مراسم تحویل سال، زنان وسایل سفره‌ی هفت‌سین را با سر و صدا و خنده به یغما می‌بردند. پس از این کار، «غنچه دهن» و «گنجشکی» که هر دو از خدمه‌های حرم بودند، دو کنیز سیاه تنومند، با نام‌های «گل‌عنبر» و «مشک‌عنبر» را به داخل حوض آب می‌انداختند. آن دو در داخل آب با هم کلنجار می‌رفتند و کشتی می‌گرفتند و بقیه نظاره‌گر این صحنه بودند و آنها را تشویق می‌کردند.

 پس از آن، نوبت «شادباش» می‌رسید و شاه، در میان خانم‌ها پول می‌پاشید. با این کار، غوغایی برپا می‌شد و همه برای برداشتن پول از سر و کول هم بالا می‌رفتند. آنگاه زمانی می‌رسید که شاهزادگان به حضور شاه می‌آمدند تا «آش ماست» مخصوصی را که در آن روز تهیه می‌شد، بخورند.

 از تفریحات دیگری که در زمان «فتحعلی‌شاه» رواج داشت، مسابقه‌ی «نرم‌تنی» بود . شاه دستور می‌داد که پارچه‌ی مقاوم و پلاستیک مانند بزرگی را در سالن قصر پهن کنند و روی آن ابریشم خرد شده بریزند. آنگاه او به زنان خود دستور می‌داد که با پای برهنه روی آن راه بروند. پس از اجرا، به خانم‌هایی که خرده‌ ابریشم به پایشان نمی‌چسبید، جایزه داده می‌شد.

 «آش‌پزان» یکی دیگر از تفریحات مورد علاقه‌ی زمان «ناصرالدین‌شاه» بود. برای انجام آن، در اواسط بهار به دستور شاه، همه‌ی زنان حرم و درباریان جمع می‌شدند و در یکی از خیابان‌های باغ، چادر می‌زدند تا مجموعه‌ها و وسایل مورد نیاز «آش‌پزان» را در آنجا قرار دهند. سپس همه‌ی وزرا و اشراف و اعیان، می‌بایست در تهیه‌ی آن آش نقش داشته باشند.

 حتی پاک کردن حبوبات و آماده کردن بقیه‌ی مواد لازم برای پخت آن آش از وظایف همه‌ی کسانی بود که موظف بودند به سهم خود کمک کنند. پس از آماده‌شدن مواد لازم، شاه با دست خود، آنها را در دیگ می‌ریخت تا پخته شود. در خلال تهیه‌ی آش و اجرای این مراسم، نوازندگان و رقاصان در نقاط مختلف باغ به نوازندگی و رقص می‌پرداختند. در طول روز، شاه به همه جا سر می‌زد و در بزم هر گروه از مهمانان شرکت می‌کرد.

 بعد از ظهر همان روز، برای سرگرمی خانم‌های اندرون، مسابقه‌ی کشتی انجام می‌شد و زنان با اشتیاق فراوان از پشت پرده‌ی زنبوری، مراسم کشتی را تماشا می‌کردند. بخش دیگر سرگرمی ‌های زنان حرم، اسب سواری بود که برخی از زنان که به این فن آشنایی داشتند، در این روز هنرنمایی می‌کردند. «فخرالدوله»، دختر شاه، که به فن تیراندازی وارد بود، در قسمت سواره‌ها، سوار بر اسب به شکار پرندگان می‌پرداخت.

 از تفریحات دیگری که در عصر «ناصرالدین‌شاه» معمول شده بود، بازی «چراغ خاموش کن» بود. در این باره «تاج‌السلطنه» دختر این پادشاه در خاطراتش چنین می‌نویسد:

 «پدر من مقصود عظیمی از این بابت داشت. اولأ می‌خواست از داخله‌ی حرمسرا کاملأ مستظهر باشد. دیگر آن‌که می‌خواست بداند کدامیک از خانم‌ها با هم دشمنی دارند. این بهترین وسیله برای فهم این کار بود. این بازی عبارت بود از خاموش کردن چراغ و زنان در تاریکی حکم قطعی در آزادی داشتند تا با یکدیگر برخورد کنند، همدیگر را کتک زده یا ببوسند و وقتی چراغ روشن می‌شد، هر کس به همان صورت که بود، دیده می‌شد. در پایان کار مجروحین مورد الطاف ملوکانه قرار می‌گرفتند و اشخاصی که لباسشان پاره و بی‌مصرف شده‌بود با اعطای پول لباس، سرفراز می‌شدند.»

 مجالس شب‌نشینی نیز همه هفته از سوی شاه برقرار می‌شد. در غروب، زنان برای گردش در باغ، آماده می‌شدند که معمولأ بزمی نیز پس از آن فراهم می‌شد. شرکت در کلیه‌ی اعیاد ملی، مذهبی و عزاداری‌ها نیز از جمله‌‌ی تفریحات زنان اندرون به‌حساب می‌آمد.

 در دوران قاجاریه، تهران در ایام عزاداری ماه محرم، تبدیل به یک عزاخانه‌ی بزرگ می‌شد. همراه با این مجالس، تکیه‌هایی برای زنان اندرون تشکیل می‌شد که از در بزرگ تا در تکیه دولت را پرده‌ای توری می‌کشیدند و خیابانی به اندازه‌ی سه متر را به خانم‌های حرم اختصاص می‌دادند که با میهمانانشان از آنجا می‌گذشتند.

 طبقه‌ی اول تا طبقه‌ی سوم تکیه، متعلق به زنان بود. موضوع از این قرار بود که خانم‌های حرمسرا و میهمانانشان، در طبقه‌ی اول و دوم مستقر می‌شدند و سپس نوبت خدمه‌ی حرم بود که در طبقه‌ی سوم جا بگیرند. پس از ورود خانم‌ها به تکیه، در، کاملأ بسته می‌شد تا چشم نامحرم به آنان نیفتد. غرفه‌ی شاه در قسمت روبرو قرار داشت تا به همه جا و همه کس مشرف باشد. او با دوربین به تماشای مراسم و افراد حاضر در تکیه می‌پرداخت. در کنار شاه، جایگاه عموها، مقامات درجه اول مملکتی و وزیر مختار روسیه و انگلیس بود. سمت چپ او، جایگاه مادر شاه، همسران درجه‌ی اول او و همسر وزیر مختار روسیه و انگلیس بود. این مراسم تا روز عاشورا ادامه داشت.

 علاوه بر آن‌چه تا به‌حال گفته شد، هر یک از خانم‌های طراز اول حرم، همچون «انیس‌الدوله» و «شکوه‌السلطنه» در خانه‌های خود مجالسی برپا می‌کردند که در پایان مجلس عزاداری و شنیدن ذکر مصیبت، به خوردن برنج و عدس بوداده و کشیدن قلیان می‌پرداختند.

 در ماه رمضان، شب‌زنده‌داری‌ها تا صبح ادامه می‌یافت. ادارات دولتی در این ماه به جای روز، در شب کار می‌کردند و بساط افطار در دربار گسترده می‌شد. در اندرون نیز مجلس وعظ برگزار می‌شد که خانم‌ها از پشت پرده، سؤالات خود را مطرح می‌کردند. پس از افطار، زنان تا سحرگاه را به شوخی و صحبت می‌گذراندند.

 اعیاد ملی و مذهبی با شکوه بسیار در اندرون برگزار می‌شد. چنان چه در زمان «ناصرالدین‌شاه»، علاوه بر اعیاد ملی و مذهبی، روز تولد شاه و عروسی‌هایی که در اندرون برگزار می‌شد، بر تعداد روزهای جشن و سرور می‌افزود. در کلیه‌ی این جشن‌ها، شاه به فراخور حال و مقام افراد به آنها هدایایی می‌داد.

 معمولأ شاهان قاجار در سفرهای داخلی، زنان خود را همراه می‌بردند. اما در سفرهای خارجی به‌دلیل تفاوت چشمگیری که در نحوه‌ی زندگی آنها با محیط خارج از کشور بود، از بردن آنها خودداری می‌کردند. فقط یک‌بار «ناصرالدین‌شاه»، در سفر اول خود به خارج از کشور، «انیس‌الدوله» و «عایشه خانم» را همراه برد، اما در «مسکو» به صلاحدید صدر اعظم، آنها را به تهران بازگرداند. سوگلی شاه که سخت ناراحت شده بود سوگند یاد کرد که از صدر اعظم انتقام بگیرد. چون صدراعظم به تهران بازگشت، «انیس‌الدوله» با کمک دشمنان او ، موجب برکناری وی شد.

 اما همان‌طور که گفته شد در سفرهای داخلی شاه، همراه با همسران خود، خدم و حشم و وسایل مورد نیاز به سفر می‌رفت. دکتر «فوریه» پزشک مخصوص «ناصرالدین‌شاه» که در سفرهای شاه ، او را همراهی می‌کرد، گوشه‌ای از آنچه را که در این سفرها دیده این‌ گونه نقل می‌کند:

 «… باوجود این‌که زیاد دور نشده‌بودیم، «ناصر‌الدین‌شاه»، قریب به پانصد زن، همراه خود داشت. منظره‌ی سانِ ایشان که در سی کالسکه و هفده تخت روان، حرکت می‌کردند، خالی از غرابت نبود. در این کالسکه‌های عهد عتیق، غالبأ چهار زن می‌نشستند ولی تخت روان گنجایش دو نفر را به حال چهارزانو دارد و اگر پستی و بلندی‌های راه و لغزیدن‌های قاطر نباشد، یک‌نفر به راحتی می‌تواند بخوابد.



منبع: شبکه اینترنتی آقتاب , کافه خوندنی


معبد آناهیتا

معبد آناهیتا از بناهای مشهور شهر باستانی بیشاپور در شهرستان کازرون است.

این بنا به صورت مکعبی است که هر یک از اضلاع آن نزدیک ۱۴ متر است و از سنگ‌های تراشیده شده با ابعاد مختلف و بدون ملات به صورت دو جداره ساخته شده است. این بنا با الهام از سبک معماری دوره هخامنشی ساخته شده است که به وسیله بست‌های آهنی به یکدیگر قفل و بند شده‌اند. معبد آناهیتا فاقد سقف مسطح بوده است. این معبد را در عمق ۶ متری از زمین‌های اطراف خود ساخته‌اند تا آب رودخانه شاپور به درون آن سرازیر شود. معبد بیشاپور سمبل یک پرستشگاه آب است و می‌توان آن را جایگاه نوازش با آب دانست. یعنی تنها عنصری از عناصر چهارگانه که به الهه ناهید منسوب است. نماد جانوری این ایزدبانو به شکل گاو می‌باشد که در اطراف معبد، به صورت قرینه یکدیگر قرار گرفته است. این معبد نه تنها از نظر معماری، بلکه از نظر رعایت دستگاه‌های تنظیم و تقسیم و کنترل آب نیز فوق‌العاده است.

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا

صداقت و آرامش

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد؛ اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.

همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد؛ ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که شاید همونطور که خودش بهترین تیله شو یواشکی پنهان کرده، دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده!


عذاب وجدان مال کسی است که صداقت ندارد...

اندیشه آنلاین

سررشته کارها به دست خداست

امیرمؤمنان علی علیه السلام در یکی از دعاهایشان چنین می فرمایند: «پروردگارا، تو با دوستانت از همه بیشتر اُنس می گیری و نیازهای توکّل کنندگان را برطرف می کنی. براسرار پنهانشان آگاه و به آن چه در دل دارند آشنایی. دیدگاه های آنان و رازشان نزد تو آشکار، و دل هایشان در حسرت دیدار تو داغدار است. اگر تنهایی و غربت به وحشتشان اندازد، یاد تو آرامشان می کند. اگر مصیبت ها بر آنان فرود آید، به تو پناه می برند و روی به درگاه تو دارند؛ زیرا می دانند که سررشته کارها به دست توست و همه کارها از خواست تو نشأت می گیرد. خدایا، اگر برای خواستن درمانده شوم یا راه پرسیدن را ندانم، تو مرا به اصلاح کارم راهنمایی فرما و قلبم را به آن چه مایه رستگاری است، هدایت کن.... پروردگارا، مرا با بخشش خود بپذیر و با عدل خویش، با من رفتار مکن».


تنها چند قدم که برداری


از شگفتیهای آفرینش

خفاش، پرنده شب


در خطبه‏ای از امیرمؤمنان حضرت علی علیه‏السلام درباره شگفتی‏های آفرینش خفاش چنین آمده است: «از زیبایی‏های صنعت پروردگاری و شگفتی‏های آفرینش او، همان اسرار پیچیده حکیمانه در آفریدن خفاشان است. روشنی روز که همه چیز را می‏گشاید، چشمانشان را می‏بندد و تاریکی شب که هر چیز را به خواب فرو می‏برد، چشمان آن‏ها راباز می‏کند.... روشنی آفتاب، خفاش را از رفتن در تراکم نورهای تابنده‏اش باز می‏دارد و در خلوتگاه‏های تاریک پنهان می‏سازد؛ که خفاش از حرکت در نور درخشان ناتوان است. پس او در روز پلک‏ها را بر سیاهی دیده‏ها اندازد و شب را چونان چراغی برمی‏گزیند که در پرتو تاریکی آن، روزی خود را جستجو می‏کند و سیاهی شب، دیده‏های او را نمی‏بندد و به خاطر تاریکی زیاد، از حرکت و تلاش باز نمی‏ماند. آن گاه که خورشید پرده از رخ بیفکند و سپیده صبحگاهان بدمد و لانه تنگ سوسمارها از روشنی آن روشن شود، خفاش پلک‏ها بر هم می‏نهد و بر آن چه در تاریکی شب به دست آورده، قناعت می‏کند».


بال خفاش


در سخنانی از امیرمؤمنان علیه‏السلام ، درباره شگفتی‏های خلقت بال‏های خفاش می‏خوانیم: «پاک و منزه است خدایی که شب را برای خُفاشان چونان روز روشن و مایه به دست آوردن روزی قرار داد، و روز را چونان شب تار، مایه آرامش و استراحت آن‏ها انتخاب فرمود، و بال‏هایی از گوشت برای پرواز آن‏ها آفرید، تا به هنگام نیاز به پرواز، از آن استفاده کنند. این بال‏ها همانند لاله‏های گوش‏اند، بی پر و بدون رگ‏های اصلی، اما تو جای رگ‏ها و نشانه‏های آن را به خوبی مشاهده می‏کنی.
خداوند برای خفاشان دو بال قرار داد، نه آن قدر نازک که درهم بشکند ونه چندان محکم که سنگینی کند. آن‏ها پرواز می‏کنند، در حالی که فرزندانشان به ایشان چسبیده و به مادر پناه برده‏اند. اگر فرود آیند، با مادر فرود می‏آیند و اگر بالا روند، با مادر اوج می‏گیرند. از مادرانشان جدا نمی‏شوند تا آن هنگام که اندام جوجه نیرومند و بال‏ها، قدرت پرواز کردن پیدا کند و بداند که راه زندگی کردن کدام است و مصالح خویش را بشناسد. پس پاک و منزه است پدید آورنده هر چیزی که بدون هیچ الگویی باقی مانده از دیگری، هستی را آفرید».



اشتباه قنبر

قنبر – خادم امام علی علیه السلام – به خدمت آن حضرت رسید و عرض کرد: «ای امیر مؤمنان!‌ برخیزید که من چیز خوبی برایتان کنار گذاشته ام.» حضرت با تعجب فرمود: «وای بر تو،‌ چه چیزی؟!‌» قنبر گفت: «شما حالا بیایید». امام علیه السلام برخاست و همراه قنبر به خانه رفت. وقتی در خانه را باز کرد با صحنه عجیبی رو به رو شد. کیسه بزرگی پر از پیاله های طلا و نقره در وسط خانه قرار داشت. قنبر با خوشحالی عرض کرد: «ای امیر مؤمنان!‌ من دیدم که شما همه چیز را بین مردم تقسیم می کنید. گفتم این را از بیت المال برایتان کنار بگذارم.»

قنبر خیال میکرد که با این کار امام را خوشحال خواهد ساخت؛‌ اما امیر مؤمنان علیه السلام سخت ناراحت شد و فرمود:‌«وای بر تو ای قنبر!‌ می خواهی آتشی بزرگ را وارد خانه من کنی؟!» آنگاه شمشیرش را بیرون آورد و آن کیسه را شکافت و پس از دعوت مردم، ظرفهای طلا و نقره را در میان آنها تقسیم کرد. بعد به بیت المال رفت و بقیه اموال را هم به مسلمانان داد. در گوشه بیت المال هنوز خرده وسائلی مثل نخ و سوزن باقی مانده بود. حضرت دستور داد که هر کس مقداری از آنها را نیز بر دارد. مردم که با گرفتن آن همه طلا و نقره حسابی سیر شده بودند،‌ عرض کردند: «ما نیازی به این وسائل نداریم.»

امام علیه السلام لبخندی زد و فرمود:‌«باید خوب و بد بیت المال را با هم بر دارید.»


منبع:کتاب لبخند ستاره ها(حکایت هایی از لبخندهای چهارده معصوم علیهم السلام)

به کوشش: غلامرضا حیدری ابهری

آوینی

وقتی همکارم را دوست ندارم چکار کنم؟

وقتی همکارم را دوست ندارم چکار کنم؟

تا کنون برایتان پیش آمده که نتوانید با یکی از همکارانتان به درستی ارتباط برقرار نمایید و به نظرتان این فرد مغرور، خودخواه و یا متملق جلوه کند؟ کسی که اعصاب شما را به هم می ریزد و بر خورد با او عذاب آور به نظر می رسد.

در شرایط این چنینی به نظر شما تنها مقصر فرد مورد نظر است؟ آیا شما منصفانه و عادلانه قضاوت می کنید؟ هرچند انجام یک خود ارزیابی دقیق کمی دشوار به نظر می رسد اما شما می توانید با پرسیدن این ۴ سوال از خودتان شروع نمایید.

  • آیا شما فرد دیگری را می شناسید که از نظر ویژگی های روانشناختی و گروه های جمعیتی(مانند مذهب، ملیت، جنسیت، خلق و خو، شخصیت و غیره) با این فرد یکسان باشد اما شما به او علاقه داشته باشید؟

این سوال می تواند بهترین و ساده ترین روش برای فهم علت دوست داشته نشدن فرد مقابل از طرف شماست. زیرا اگر شما افرادی مانند او را البته دوست دارید و این فرد یک استثناء است این موضوع نشان می دهد که شما بی تقصیر هستید و در قبال او مغرضانه عمل نکرده اید. در حالی که عکس این قضیه نشان خواهد داد که شما با حساسیت های خود بی دلیل فرد مقابل را قضاوت نموده اید.
Partners dislikes

به عنوان مثال فرض کنید در جلسه ای هستید و یک خانم جوان که از همکاران شماست به سادگی ایده های خود را به اشتراک می گذارد.شاید حتی ایده های ارائه شده توسسط وی بسیار هم خوب باشند اما به نظر شما نحوه عنوان شدن آنها توسط این فرد آزادهنده به نظر می رسد. در این مرحله ممکن است این شما باشید که متاصبانه برخورد کرده اید و نسب به زن بودن او و یا اینکه وی جوانی کم سن و سال است احساس نا خوشایندی رادر خود حس می کنید. هرچند ممکن است رفتار وی واقعا آزار دهنده باشد اما به خاط تعصباتتان، بیشتر از بقیه شما را آزار می دهد.

در این حالت راه دیگری نیز برای سنجش دارید و آن این است که فرد دیگری را به جای خود تصور نمایید و بیندیشید اگر یک مرد دیگر، یک زن و یا یک فرد مسن تر جای شما بود بازهم از برخورد این همکار ناراضی بود یا خیر؟

  • آیا فردی که با او مشکل دارید تفاوت زیادی با شما دارد؟

تحقیقات دانشمندان بیانگر آن است که اغلب افراد تمایل بسیاری به جذب افراد مشابه به خود دارند. و ارتباط بهتری با اینگونه افراد از خود نشان می دهند. به عنوان مثال دانش آموزان با معلمانی که شباهت رفتاری بیشتری با خود دارند بیشتر از دیگران احساس نزدیکی می کنند. همچنین بیشتر مدیران اقدام به استخدام کارمندانی مشابه با خود می کنند. از این رو می توان گفت در شراط این چنینی هیچ کدام از دو طرف مقصر نبوده و این به طبیعت افراد باز می گردد که نمی توانند افراد متفاوت با خود را به سادگی بپذیرند.

البته عکس ای  موضوع نیز وجود دارد و در برخی مواقع مشاهده شده است که ۲ شخص متضاد با هم به خوبی مکمل شده اند اما این اتفاق استثنا به حساب می آید. مانند درونگرا ها و برونگرا ها، افراد سلطه جو و مطیع و همچنین افراد با ثبات در کنار افراد عصبی… اما به طور کلی و بر اساس قواعد طبیعی بیشتر افراد تمایل به جذب افراد مشابه خود دارند و از افراد متفاوت دوری می کنند.


علاوه بر این ها تعصبات ضمنی در باره سایر گروههای فرهنگی، اجتماعی می تواند منجر به جذب افراد مشابه در آن گروه شود و این تعصبات گاهی از ناخودآگاه ما ریشه می گیرند که برای حصول نتیجه بایستی از آزمون های ضمنی مختلفی بهره گیریم که به  ما در تشخیص تعصبات پنهان از ناخودآگاهمان نیز کمک نماید.

  • آیا بین شما و آن فرد به خصوص رقابت خاصی وجود دارد؟

احساساتی مانند رقابت و یا حسادت می تواند بر طرز فکر ما در باره فرد مقابل تاثیر گذار باشد به عقیده زیگموند فروید حسادت همان عشق سرکوب شده است که به اندازه کافی می تواند یک هدایتگر مناسب برای انجام اهداف ما باشد. روانشناسان بر این عقیده اند که رقابت می تواند ریشه هایی از حسادت را منجر شود. مثلا آن همکار خانم جوان را به یاد بیاورید. در این مساله ممکن است احساس شما نسبت به وی تنفر نباشد بلکه در واقع شما قابلیت های سخن وری و اعتماد به نفس وی حسادت نموده اید و یا نگران هستید تا نفوذ خود بر او را از دست بدهید.
Partners unbearable

در واقع میتواند گفت رقابت جویی احساسی است که نه تنها نشانه ی منفی بودن نظر شما درباره فرد مقابل را نشان نمی دهد، بلکه نشانه تحسین شما نسبت به فرد مقابل است.

  • آیا شما بر این باورید که به روشنی قادر به تشخیص درست از غلط هستید؟

اگر اینگونه فکر می کنید احتمال کمی وجود دارد که بتوانید به این باور برسید که شاید شما اشتباه می کنید زیرا شما جهان را بر پایه سیاه و سفید دسته بندی نموده اید. این در حالی است که ادراک قوی درباره درست و غلط بودن چیز های مختلف می تواند بسیار موثر و مطلوب باشد. اما می تواند سبب شود تا شما قضاوت هایی عجولانه در باره افراد و قضایای مختلف داشته باشید. به طور کلی می توان گفت چنین افرادی هیچ گاه برداشت اولیه خوبی از افراد پیرامون خود ندارند.

اگر قصد دارید قضاوت های خود را ارزیابی نمایید می توانید در ادامه مثال همکارتان به فردی مراجعه نمایید که هردوی شما را به خوبی بشناسد، آنگاه از وی بپرسید که آیا رفتار سوزان نادرست است یا شما قضاوت اشتباهی داشته اید و یا نحوه صحبت او مشکل دارد یا شما هستید که حرف های او را بد می شنوید؟

این روش به سادگی به شما کمک می کند تا با بهره مندی از دیدگاه دیگران آن را با نظرات خود بسنجید و آنگاه تصمیم بگیرید که آیا شما اشتباه قضاوت نموده اید و یا واقعا وی همان گونه است که شما فکر می کنید.

منبع : گویا ای تی



فقط با چنگال غذا بخورید

سلام دوستان

چند روزی هست که با چنگال غذا میخورم. اینجوری حجم کمتری رو نسبت به قاشق از بشقاب برمیدارم و به همین سبب بهتر غذا رو میجوم و همچنین زمان غذا خوردنم طولانی تر میشه و از غذای لذیذی که میخورم لذت میبرم.

شما هم امتحان کنید واقعا عالیه ...

لطفا متن زیر رو بخونید. توضیحاتی بیشتری برای این موضوع داده شده است .




آیا رژیمی را سراغ دارید که در آن هر چه می‌خواهیم بتوانیم بخوریم اما با این حال لاغر شویم؟ چرا که نه. به شما توصیه می‌کنیم تنها با چنگال غذا بخورید. این روش را شوخی نگیرید. با چنگال غذا خوردن یا فورکینگ، روشی مشهور در سراسر جهان است که بسیاری از افراد از آن استفاده می‌کنند.
● متد فورکینگ روی چه اصلی بنا شده است؟
این رژیم اصول خاصی ندارد. فقط کافی است شام را به آرامی و با یک چنگال بخورید. هرگز به شما توصیه نمی‌کنیم که شام را از برنامه غذایی‌تان حذف کنید بلکه به شما پیشنهاد می‌کنیم تمام غذاهایی را که با کارد، قاشق یا دست خورده می‌شوند، از برنامه غذایی شبانه خود حذف کرده و تنها غذایی را میل کنید که با چنگال خورده می‌شود. به این ترتیب در این رژیم به طور طبیعی غذاهایی که کالری زیادی دارند مثل پیتزا و پنیر از برنامه غذای شب حذف می‌شوند. فکر می‌کنید چه غذاهایی را می‌توان با چنگال خورد؟ بسیاری از مواد کم کالری مثل انواع سبزی، غلات، گیاهان نیام‌دار (نخودفرنگی، باقلا و…)، ماهی و… حواستان باشد که اجازه ندارید غذاهایی را بخورید که ابتدا باید با چاقو آنها را بخش کرد و سپس با چنگال خورد. سوپ و ماست را هم که با قاشق می‌خورند، فراموش کنید.
● با به کارگیری این رژیم‌ شاهد چه نتایجی خواهیم بود؟
وقتی متد فورکینگ را اجرا می‌کنید، از چیزی محروم نمی‌شوید. مثلا اگر شما شب برنج یا گوشت نخورید، می‌توانید به خود بگویید فردا ظهر می‌خورم. در این نوع رژیم تنها بعضی خواسته‌های شما برای مدتی به تعویق می‌افتد. از سوی دیگر، خوردن غذا با چنگال نوعی بازی است که حواستان را پرت می‌کند و از فکر غذاهای ممنوعه بیرون می‌آیید.
● آیا غذا خوردن با چنگال سخت است؟
سختی اجرای این رژیم به عوامل زیادی بستگی دارد. مثلا اگر شما فرزند دارید مسلما آنها نیاز به غذای کاملی در شب دارند. دیدن غذای سر سفره، همیشه وسوسه‌انگیز است. روش فورکینگ بر دو نوع است: فورکینگ سخت و آسان. در روش آسان شما می‌توانید از چاقو هم در کنار چنگال استفاده کنید. به این ترتیب، خوردن بعضی غذاها مقدور می‌شود اما در روش سخت، استفاده از هر وسیله‌ای به جز چنگال، ممنوع است. بنا به شرایط شما می‌توانید روشی را که دوست دارید، انتخاب کنید.
● آیا غذا خوردن با چنگال نوعی رژیم است یا عادت جدید غذایی؟
فورکینگ درواقع نوعی بازی لذت‌بخش است که تا حد زیادی به فلسفه غذا خوردن مربوط است. سابقا شیوه غذاخوردن افراد به مکان و افرادی که با آنها زندگی می‌کردند، بستگی داشت اما امروزه حد و مرزی وجود ندارد و این قوانین علم تغذیه و انواع و اقسام رژیم‌هاست که در نحوه غذا خوردن ما نقش دارند. رژیم‌ها معمولا طی دوره مشخصی گرفته می‌شوند و تنها به افراد کمک می‌کنند برای مدتی روی فرم بیایند و لاغر شوند ولی متاسفانه پس از اتمام رژیم چون دوباره عادت غذایی از سر گرفته می‌شود، پس وزن از دست رفته نیز دوباره باز می‌گردد. غذاخوردن با چنگال روشی است که می‌توان آن را به عنوان یک عادت غذایی برای همیشه پذیرفت و به این ترتیب در عین حال که هیچ محرومیتی وجود ندارد، کمی نفس خود را محدود کرد.‌


منبع : دکتر سلام

عشق فقط یک کلام.......حُسَین علیه السلام



ابرویم رفت از بس به رفیقان گفتم ...

 

کربلا قسمت من نیست شماها بروید ....


http://avareyehossein.blogfa.com