عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

عشق فقط یک کلام.....حُسَین علیه السلام

سلام به شما دوست عزیز

برداشت های خودم رو از تمامی رخدادها ، مطالعات و ... را سعی میکنم در اینجا یادداشت کنم.

سپاسگذارم از اینکه وقت گرانبهای خود رو برای خواندن نوشته های من گذاشتید.

یا علی

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «(توحید)» ثبت شده است

اصول عقائد اسلامی (توحید)4

سلام خدمت دوستان

با بخش چهارم اصول عقائد اسلامی (توحید) با شما هستیم

برای مشاهده بخش اول بر روی این  لینک

، برای مشاهده بخش دوم بر روی این لینک

و برای مشاهده بخش سوم بر روی این لینک

                                                         کلیک کنید



» غبارهاى فطرت

فطرت ، گاهى کاملاً آشکار و گاهى غبار آلود است. در اینجا مناسب است از چیزهایى که مانع درخشش فطرت است و چون تکّه‏ اى ابر و یا توده ‏اى غبار روى امور فطرى را مى‏ پوشاند نام ببریم.

1- تقلید کورکورانه از دیگران.
2- رفاه ‏گرایى و غوطه ‏ور شدن در مادّیات.
3- تأثیرپذیرى از محیط.
حضرت موسى علیه السلام به اتّفاق قوم خود که خداپرست بودند ، وارد منطقه‏ اى شد که مردم آن بت مى‏ پرستیدند ، همین که نگاه قوم موسى به آنها و بت‏هایشان افتاد ، به حضرت گفتند: براى ما نیز خدایى از بت قرار ده ، «اجعل لنا الهاً کما لهم آلهَة»(13)

4- تبلیغات سوء.
ممکن است با تبلیغات مسموم ، کارهاى پسندیده ، ناپسند و امور ناپسند ، پسندیده جلوه داده شود. مانند تبلیغات فرعون مبنى بر خدایى خویش، «أنا ربّکم الاعلى»(15) که مورد پذیرش قوم او قرار گرفت.
5- تهدید و ایجاد ترس و دلهره از سوى مخالفان دین.
6- خود باختگى در برابر افکار و عقاید دیگر مکاتب.
7- پیروى از هنرمندان منحرف.
هنگامى که حضرت موسى علیه السلام براى مناجات و دریافت وحى به کوه طور عزیمت فرمود ، سامرى که یک هنرمند بود از این فرصت استفاده کرد و با ساخت گوساله‏ اى ، مردم را گوساله پرست نمود. «فاخرج لهم عِجلاً جسداً له خُوار»(16)
8- اکثریّت‏گرایى.
گاهى انسان خود مى ‏داند مطلبى باطل و نارواست ، امّا به خاطر اینکه اکثریّت آن را مى‏ پسندند ، بر اساسِ «خواهى نشوى رسوا ، همرنگ جماعت شو» از جامعه پیروى و تبعیّت مى‏کند.
9- وسوسه‏ هاى شیطانى.
10- تمسخر شنیدن.
گاهى انسان به خاطر احتراز از تمسخر دیگران ، از بیانِ دریافت‏ هاى صحیح خود دست بر مى‏دارد.
11- هوا و هوس.
تمایلات نفسانى و پیروى از غرائز، از بروز امور فطرى جلوگیرى مى‏کند‏
12- رفیق بد.
چه بسا فردى خودش ، خوب و بد را مى ‏فهمد و مى‏ داند ، امّا رفیق بد ، او را منحرف مى‏ سازد. قرآن مى‏ فرماید: انسان گمراه در روز قیامت مى‏ گوید: «یا ویلتى‏ لیتنى لم أتّخذ فلاناً خلیلاً . لقد اضلّنى عن الذّکر»(14) اى کاش فلانى را دوست نگرفته بودم، او مرا از یاد خدا غافل و منحرف ساخت.

 13) اعراف، 138
14) فرقان، 29 - 30.
15) نازعات، 24.
16) طه، 88

درسهایی از قرآن


برای سلامتی استاد بزرگوار آیت الله قرائتی صلواتی بفرستیم .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یا علی


اصول عقائد اسلامی (توحید)3

سلام خدمت دوستان

با بخش سوم اصول عقائد اسلامی (توحید) با شما هستیم

برای مشاهده بخش اول بر روی این  لینک

و برای مشاهده بخش دوم بر روی این لینک

                                                         کلیک کنید


» فطرت در قرآن

کلمه فطرت یک بار در قرآن آمده ، ولى آیات متعدّد در مورد امور فطرى است که در اینجا به برخى از آنها اشاره مى‏ کنیم:
1- آیاتى مثل آیه «اشتروا الضلالة بالهدى»(2)، آنان هدایت را دادند و گمراهى را خریدند. که معلوم مى‏ شود انسان هدایتى فطرى داشته ولى آن را با گمراهى معاوضه کرده است.
2- آیاتى مانند آیه «نسوا اللّه»(3)، خدا را فراموش کردند. که بیانگر این مطلب است که اعتقاد به خدا وجود داشته ولى آنها فراموش کرده ‏اند.

سؤال: اگر اعتقاد به خدا فطرى است، چرا عدّه‏اى به دین و خدا معتقد نیستند؟

پاسخ: دین فطرى است، لکن ممکن است برخى در شناخت سرچشمه هستى اشتباه کنند ، مانند نوزادى که در جستجوى شیر و در صدد یافتن سینه مادر براى مکیدن است ، ولى به جاى آن پستانک مى‏ مکد.
علاوه بر آنکه امور فطرى گاه ممکن است تحت الشّعاع امور دیگر واقع شود‏
3- آیاتى که از بازگشت به خویشتن سخن مى ‏گوید. «یا ایها الّذین آمنوا علیکم انفسکم»(4) و «أتأمرون الناس بالبرّ و تنسون انفسکم»(5)
4- آیاتى که ندامت و پشیمانى انسان را بیان مى ‏کند. «یا ویلتى‏ لیتنى لم أتّخذ فلاناً خلیلاً»(6)
5 - آیات ذکر و تذکّر ، که در مورد یاد و یادآورى است. «و ذکّرهم بایام اللّه»(7) و «وذکّر فانّ الذکرى تنفع المؤمنین»(8)
6- سؤالاتى که قرآن از انسان مى‏ کند. از طرح این سؤالات معلوم مى‏ شود که انسان در درون خود مطالبى را مى‏ فهمد و مى‏ شناسد. «هل یستوى الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انّما یتذکّر اولوا الالباب»(9)
7- آیاتى که مى‏ گوید: کجا مى ‏روید؟ «انّى‏ تؤفکون»(10) این آیات بیانگر این است که انسان همانند ظرف خالى نیست که از بیرون پر شود ، بلکه داراى اندوخته‏ ها و ذخایر درونى است.
8 - آیاتى که مى‏ گوید: انسان بر نفس خودش آگاه است. «بل الانسان على نفسه بصیرة»(11)
9- آیات عهد و پیمان و میثاق انسان با خدا. «ألم أعهد الیکم یا بنى آدم»12

2) بقره، 16.
3) توبه، 67.
4) مائده، 105.
5) بقره، 44.
6) فرقان، 28.
7) ابراهیم، 5.
8) ذاریات، 55.
9) زمر، 9.
10) غافر، 62.
11) قیامت، 14.
12) قیامت، 14.


درسهایی از قرآن

موفق باشید

اصول عقائد اسلامی (توحید)2

سلام خدمت دوستان

با بخش دوم  اصول عقائد اسلامی (توحید) با شما هستیم

برای مشاهده بخش اول روی این  لینک کلیک کنید


» دینِ فطرى یعنى چه؟

هنگامى که مى‏ گوییم دین فطرى است ، یعنى مایه‏ ها و ریشه‏ هاى دین در نهاد هر بشرى نهفته است. اصول و فروع دین ، اخلاق و معارف و مبانى دین با خلقت و فطرت انسان هماهنگ است. انسان‏ها در هر سن و سالى که باشند و در هر زمان و مکانى که زندگى کنند ، مى‏ خواهند بدانند سرچشمه هستى کجاست؟ این ، همان ریشه توحید است.
انسان مى‏ خواهد کسى او را راهنمایى کند ، حقّ و باطل را براى او بگوید ، او در درون احساس مى ‏کند به راهنما نیاز دارد ، و این ریشه نبوّت و امامت است.
پاداش دادن و کیفر کردن ، همچنین انتظار پاداش و کیفر در برابر خوبى‏ ها و بدى ‏ها در درون هر انسانى وجود دارد. اگر شما گلى به کودکى دادید ، لبخند مى‏ زند و اگر او را اذیّت کردید ، اخم مى ‏کند و مى‏ گرید. آن لبخند و این اخم ، پاداش و کیفر عمل شماست و این عکس العمل فطرى ، ریشه اعتقاد به معاد است.
تشکّر از ولىّ نعمت و اظهار خضوع در مقابل کسى که به انسان خدمتى کرده ، ریشه عبادات و نماز است.
توجّه به محرومان و مستمندان و علاقه به رفع مشکلات همنوعان ، ریشه خمس و زکات و انفاق است.
توجّه به نجات یک انسان گرفتار و کسى که در خطر است و علاقه به سعادت دیگران ریشه امر به معروف و نهى از منکر است.
البتّه نحوه انجام عبادات و اینکه مثلاً نماز را چگونه و چند رکعت بخوانیم و با چه زبان و شیوه‏ اى انجام دهیم ، تعبّدى است و باید ببینیم راهنمایان و رهبران دینى چه شیوه‏اى را براى ما بیان کرده‏ اند


1) درسهایی از قرآن



پایان بخش دوم


                    ادامه دارد ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم